السيد الخميني
709
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
مىفرمايد : « خير و شرّ اطلاق مىشوند بر طاعت و معصيت ، و بر اسباب و دواعى آنها ، و بر مخلوقات نافعه ، مثل حبوب و ثِمار و حيوانات مأكوله ، و بر مخلوقات ضارّه ، مثل سموم و مار و عقرب ، و بر نعمتها و بليّات . و اشاعره گويند كه تمام اينها فعل خداى تعالى است . و معتزله و اماميه در افعال عباد مخالفت با آنها كردند و تأويل كردند آنچه وارد شده است كه حق تعالى خالق خير و شرّ است به غير افعال عباد از ساير معانى » . پس از آن مىفرمايند : « اما حكما : پس اكثر آنها مىگويند لا مُؤَثِّرَ فيْ الْوُجودِ إلّااللَّه . و ارادهء بندگان معدّ است براى ايجاد نمودن حق تعالى افعال را به دست او . و اين موافق است با مذهب خود حكما و اشاعره . و اين اخبار را ممكن است حمل بر تقيّه نمود » « 1 » انتهى كلامُه رُفِعَ مَقامُهُ . اطلاق خير و شرّ در هر جا مىشود به كمال و نقص در ذات يا در صفات ، و در وجود و كمالات وجود مىشود . و كليهء خيرات بالذات به حقيقت وجود رجوع كند ؛ و به اشياء ديگر كه اطلاق مىشود به ملاحظهء نحوهء وجود آنهاست . چنانچه شرّ بالذات عدمِ وجود ، يا عدم كمال وجود است ؛ و اطلاق آن بر اشياء ديگر ، از قبيل موذيات و حيوانات ضارّه ، بالعرض است . و اين با تصور اطراف از ضروريات شمرده بايد شود ، با آنكه برهان قوى نيز بر آن داريم « 2 » . و اينكه فرمودند : در باب خلق افعال عباد اماميه و معتزله مخالفت با اشاعره كردند و تأويل آيات و اخبارى را كه خير و شرّ را به حق نسبت داده نمودند ، اما مخالفت با اشاعره ، كه جبرى مسلك هستند و مسلك آنها مخالف با صريح عقل و برهان و وجدان است ، صحيح است ؛ ولى آيات و اخبار وجهى ندارد بر مذهب معتزله كه تفويضى مسلك هستند ، و مسلك آنها از مسلك اشاعره باطلتر و شناعت و فضاحتش بيشتر است .
--> ( 1 ) - مرآة العقول ، ج 2 ، ص 171 - 172 . ( 2 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 58 ؛ شرح المنظومة ، ج 3 ، ص 529 - 534 ؛ تقريرات فلسفه ، امام خمينى ، ج 2 ، ص 95 .