السيد الخميني
56
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
مثلًا تحصيل علم ديانت ، كه از مهمّات اطاعات و عبادات است ، انسان گاهى مبتلا مىشود در اين عبادت بزرگ به ريا ؛ در صورتى كه خودش هم ملتفت نيست ، به واسطهء همان حجاب غليظ حبّ نفس . انسان ميل دارد در محضر علما و رؤسا و فضلا مطلب مهمّى را حل كند بهطورى كه كسى ديگر حل نكرده باشد ، و خود او متفرّد باشد به فهم آن ، و هر چه مطلب را بهتر بيان كند و جلب نظر اهل مجلس را بنمايد بيشتر مبتهج است ، و هر كس با او طرف شود ميل دارد بر او غلبه كند و او را در بين جمعيت خجل و سرافكنده كند ، و حرف خود را - حق يا باطل - به حلق خصم فرو ببرد ، و بعد از غلبه يك نحو تدلل و فضل فروشى در خود ادراك مىكند ؛ اگر يكى از رؤسا هم تصديق آن كند نور على نور مىشود . بيچاره غافل از آنكه اينجا در نظر علما و فضلا موقعيت پيدا كرده ، ولى از نظر خداى آنها و مالك الملوك همهء عالم افتاد ، و اين عمل را به امر حق تعالى وارد سجّين كردند . در ضمن ، اين عمل ريايى مخلوط به چندين معصيت ديگر هم بود ، مثل : رسوا كردن و خوار نمودن مؤمن ، اذيت كردن برادر ايمانى ، گاهى جسارت كردن و هتك كردن از مؤمن ، كه هر يك از آنها از موبقات و براى جهنّمى كردن انسان ، خود مستقلاند . اگر نفس ، باز دام كيد خود را بيفكند و به تو بگويد كه مقصود من معلوم شدن حكم شرعى است و اظهار كلمهء حق است ، كه از افضل طاعات است نه اظهار فضيلت و خودنمايى ، در باطن خود از او استفسار كن كه اگر اين حكم شرعى را رفيق و همدرجهء من مىگفت و او حل اين معضله را مىكرد و شما در آن محضر مغلوب شده بوديد ، آيا به حال شما فرقى نمىكرد ؟ ! اگر چنين است ، تو در اين دعوا صادق هستى . اگر باز از كيد و مكرش دست نكشد و بگويد : اظهار حق چون فضيلت دارد و ثواب پيش حق دارد ، من مىخواهم به اين فضيلت نائل گردم و دار ثواب اللَّه را تعمير كنم ، به او بگو : اگر فرض شود كه عين آن فضيلت را خداوند به شما عنايت كند در صورت مغلوبيت و تصديق حق ، آيا باز طالب غلبه هستى ؟ پس اگر رجوع به باطن ذات خود كرديد ديديد باز مايل به غلبه هستيد و اشتهار پيش علما به علم و فضل ، و اين بحث علمى براى حصول منزلت بود در قلوب آنها ، پس شما بدانيد كه در اين بحث علمى ، كه