السيد الخميني
680
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
فصل در معنى سمع و بصر حق است يكى از مباحثى كه در باب اسماء و صفات حق - جلّ و علا - مورد بحث بين فلاسفهء عظام است اثبات « سمع » و « بصر » است از براى حق تعالى ، كه جمهور حكما و متكلمين ارجاع نمودند سمع و بصر را به « علم » « 1 » ؛ و شيخ جليل اشراقى علم را ارجاع فرموده به بصر و سمع « 2 » . هر يك به بيانى كه ذكر آن خروج از طور اختصار است . و ما بيان مسلك و مذهب فحل را مىنماييم به يك بيانى كه در مطلق اسماء و صفات ، حق واضح گردد . بدانكه بسيارى از فلاسفه و اكابر براى اهمال بعض حيثيات بعضى از اسماء و صفات را به بعضى ديگر ارجاع نمودند ؛ چنانچه معروف و مسلّم بين آنها آنست كه « ارادهء » حق تعالى عبارت است از « علم » به صلاح و نظام اتمّ « 3 » . و مثل اختلاف در باب « سمع » و « بصر » و « علم » و ارجاع هر يك به ديگرى ؛ چنانچه مذكور شد . و اين مطلب خلاف تحقيق و از اهمال حيثيات است ؛ زيرا كه اگر مقصود از اينكه اراده به علمِ به صلاح راجع است ، يا علم به سمع ، يا سمع به علم ، راجع است آن است كه حق تعالى داراى اراده نيست و داراى سمع و بصر نيست ، بلكه همان « علم » را به اسم اراده و سمع و بصر خواندهاند . اين مطلبى است بس باطل و تقوّلى است بس فضيح ، زيرا كه لازم آيد كه حق تعالى مبدأ وجود باشد بدون اراده و اختيار . علاوه بر آنكه ميزان در باب اتصاف حق به اوصاف كماليه آن است كه آن صفت صفت كمال باشد براى موجود بَما أَنَّهُ موجود ، و بالجمله ، صفتْ نفس حقيقت وجود
--> ( 1 ) - ر . ك : نقد المحصّل ، ص 287 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 422 . ( 2 ) - مجموعهء مصنّفات شيخ إشراق ، ج 1 ، ص 488 ، وج 2 ، ص 150 ، 153 و 214 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 423 . ( 3 ) - الشفاء ، الهيّات ، ص 363 ، 367 و 415 ؛ الحكمة المتعالية ، ج 6 ، ص 315 و 331 ؛ شرح المنظومة ، ج 2 ، ص 647 .