السيد الخميني

660

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و بايد دانست كه اين صحو و رجوع به كثرت را « قرب » گوييم ، زيرا كه اين صحو بعد المحو غير از اين حالت غفلتى است كه از براى ماست ؛ و اين وقوع در كثرت پس از فناى محض غير از اين كثرتى است كه ما در آن واقع هستيم ؛ زيرا كه كثرت براى ما حجاب است از وجه حق ، و براى آنها مرآت مشاهده است : « ما رأيت شيئا إلاورأيت الله معه و فيه و قبله و بعده » « 1 » و توان قرب نوافل را فناى اسمائى دانست ، و قرب فرائض را فناى ذاتى ؛ و بنابراين ، نتيجهء قرب فرائض محو مطلق شود . و تفصيل آن در اين مقام بيش از اين مناسب نيست ، و همين اندازه نيز خروج از طور اين اوراق بود . فصل در نقل كلام شيخ اجل بهايى است شيخ جليل عارف بهايى - رضوان اللَّه عليه - در اربعين فرمايد - در ذيل اين حديث شريف - كه : « از براى اصحاب قلوب در اين مقام كلمات عاليه و اشارات سرّيه و تلويحات ذوقيه‌اى است كه مشام ارواح را معطر كند و رميم اشباح را حيات بخشد . و هدايت به معنى آنها نشود و مطلع بر حقيقت آنها نگردد مگر كسى كه به رياضات و مجاهدات راحت از خود سلب كند تا آن‌كه از شرب آنها بچشد و به مطلب آنها برسد . و اما كسى كه از اسرار آنها بىخبر است و از گنج معارف آنها محروم است ، به واسطهء انغمار در حظوظ نفسانيهء دنيّه و فرو رفتن در لذات بدنيه ، پس او از شنيدن اين كلمات در خطر عظيم است و بيم آن است كه گرفتار الحاد شود و توهّم حلول و اتحاد نمايد ، تعالَى اللَّه عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً . و ما در اين مقام به طريق ساده و سهل التناول سخن گوييم تا به افهام نزديك باشد . پس گوييم كه اين كلام مبالغه است در قرب ، و بيان استيلاى سلطان محبت بر ظاهر بنده و باطنش و سرّ او و علنش مىباشد . پس مراد ، وَاللَّه أَعْلَمُ ، آن است كه وقتى بنده را دوست داشتم او را جذب كنم به محل انس و متوجه نمايم به عالم قدس ، و فكر او را مستغرق كنم در اسرار ملكوت و حواس او را قصر كنم

--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 503 .