السيد الخميني

613

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

شريفه ظاهر شود كه در مقام روحانيت با رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - شركت دارند و انوار مطهرهء آنها قبل از خلقت عوالم مخلوق و اشتغال به تسبيح و تحميد ذات مقدس داشتند . كافى بِإسْنادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ : كُنْتُ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ الثَّانِي - عليه السلام - فَأَجْرَيْتُ اخْتِلَافَ الشِّيعَةِ ، فَقَالَ : « يا محمد ، إن الله تبارك و تعالى لم يزل متفردا بوحدانيته ؛ ثم خلق محمدا و عليا و فاطمة ، فمكثوا ألف دهر ، ثم خلق جميع الأشياء فأشهدهم خلقها و أجرى طاعتهم عليها و فوض أمورها إليهم ؛ فهم يحلون ما يشاؤن و يحرمون ما يشاؤن ؛ و لن يشاؤا إلا أن يشاء الله تعالى » . ثُمَّ قَالَ : « يا محمد ، هذه الديانة التي من تقدمها مرق ؛ و من تخلف عنها محق ؛ و من لزمها لحق . خذها إليك يا محمد » « 1 » . وَبِإسْنادِهِ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ : قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السلام : كَيْفَ كُنْتُمْ حَيْثُ كُنْتُمْ فِي الأَظِلَّةِ ؟ فَقَالَ : « يا مفضل ، كنا عند ربنا ، ليس عنده أحد غيرنا في ظلة خضراء ؛ نسبحه و نقدسه و نهلله و نمجده ؛ و ما من ملك مقرب و لا ذي روح غيرنا حتى بدا له في خلق الأشياء ، فخلق ما شاء كيف شاء من الملائكة و غيرهم ؛ ثم أنهى علم ذلك إلينا » « 2 » .

--> ( 1 ) - « در كافى با سندش از محمّد بن سنان روايت كرده كه او گفت : من در محضر امام محمّد تقى عليه السلام از اختلاف شيعه سخن گفتم ، حضرت فرمود : " اى محمّد خداى تبارك و تعالى همواره در يگانگى خود بىهمتاست . در آغاز محمّد و على و فاطمه را آفريد ؛ آنها هزار دوران بماندند . سپس همه چيزهاى ديگر را آفريد و ايشان را بر آفريدگان خود گواه گرفت و اطاعت ايشان را بر آنها مقرر ساخت و كارهاى آفريدگان را به آنها واگذاشت ؛ پس آنها هر چه را خواهند حرام سازندو هر چه را خواهند حلال كنند ؛ و هرگز نخواهند جز آنچه را كه خدا بخواهد . " سپس فرمود : " اى محمّد ، اين است آن آيينى كه هر كه از آن پيش افتد از دين بيرون رفته است ؛ و هر كه از آن عقب بماند ، نابود گردد ؛ و هر كه با آن همراه باشد ، به حق رسيده است . اى محمّد ، آنچه را گفتم مغتنم شمار " » . ( الكافي ، ج 1 ، ص 441 ، « كتاب الحجّة » ، « باب مولد النبيّ صلى الله عليه و آله و سلم و وفاته » ، حديث 5 ؛ و ر . ك : الوافي ، ج 3 ، ص 682 ، حديث 5 ) ( 2 ) - [ و در كافى ] با سند خود از مفضّل روايت كند كه گفت : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آن گاه كه در اظله ( سايه‌ها ) قرار داشتيد چگونه بوديد ؟ فرمود : " اى مفضّل ، ما نزد پروردگار خود بوديم و نزد او كسى جز ما كه در سايه‌اى سبز فام بوديم نبود ؛ خداى را تسبيح مىگفتيم و تقديس مىكرديم و او را به يگانگى مىستوديم . جز ما نه فرشته بود و نه ذى روحى ، تا آن‌كه خدا ارادهء آفرينش چيزها را كرد و فرشتگان و ديگر آفريدگان را آنگونه كه خواست آفريد و سپس علم آن را به ما رسانيد . ( الكافي ، ج 1 ، ص 441 ، « كتاب الحجة » ، « باب مولد النبيّ صلى الله عليه و آله و سلم ووفاته » ، حديث 7 )