السيد الخميني
586
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
- نعوذ باللَّه - از قلوب منكوسه يا مطبوعه باشد ؛ مثل كسى كه از خواص و آثار ادويهء مضره و نافعه مطلع باشد و شرح هر يك را خوب بدهد ، ولى از ادويهء مضره احتراز نكند و از مفيده به كار نبرد ؛ ناچار چنين شخصى با همهء علم دواشناسى به هلاكت رسد و اين علم موجب نجات او نشود . ما در سابق ذكر كرديم « 1 » كه علوم مطلقاً عملى هستند ، حتى علوم معارف كه يك نحوه عملى در آنها نيز هست ؛ و اكنون گوييم كه علم احوال قلوب و كيفيت صحت و مرض و صلاح و فساد آن از علومى است كه صرفاً مقدمهء عمل و طريق علاج و اصلاح آن است و ادراك و فهم آن از كمالات انسانيه به شمار نيايد . پس ، انسان بايد عمدهء توجه و اصل مقصدش اصلاح قلب و اكمال آن باشد تا به كمال سعادت روحانى و درجات عاليهء غيبيه نائل شود . و اگر از اهل علوم و دقايق و حقايق نيز هست ، در ضمن سير در آفاق و انفس عمدهء مطلوبش به دست آوردن حالات نفسانيهء خود باشد ، كه اگر از مهلكات است به اصلاح آن پردازد ، و اگر از منجيات است به تكميل آن بكوشد . فصل در بيان آنكه تقسيم قلوب راجع به چه چيز است بدانكه اين تقسيمى كه در اين حديث شريف از براى قلوب فرمودهاند تقسيم كلى اجمالى است . و از براى هر يك از قلوبْ مراتب و درجاتى است ، چه در جانب شرك و نفاق ، يا ايمان و كمال . و ظاهر چنين است كه اين تقسيم براى قلوب پس از كسب و حركات معنويه باشد ؛ نه به حسب اصل فطرت و خميرهء نفوس ، تا منافى با اخبار فطرت و اينكه جميع مواليد بر فطرت توحيدند و شرك و نفاق عرضى است باشد « 2 » . گرچه اگر به حسب اصل فطرت نيز باشد ، به يك نحو از بيان صحيح است و رفع تنافى توان كرد ، و به جبرِ مستحيل نيز منجر نشود ؛ ولى اقرب به اعتبار و برهانْ احتمال اوّل است .
--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 103 و 455 . ( 2 ) - ر . ك : صفحه 201 .