السيد الخميني

546

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

مىبوسيد و مىبوييدش ، پس از آن به سائل ردّ مىفرمود » . و قريب به مضمون اين حديث چندين حديث ديگر وارد است « 1 » ، و دلالت بر بزرگى شأن و عظمت رتبهء صدقه دارد كه خداى تبارك و تعالى امر آن را به كس ديگر محول نفرموده و خود با يدِ قدرت و احاطهء قيوميهء خود حافظ صورت كاملهء غيبيهء آن گرديده . [ در بيان نكتهء مهمه در باب صدقه است ] و تدبر در اين حديث شريف و امثال آن ، كه در ابواب متفرقهء كتب اصحاب - رضوان اللَّه عليهم أجمعين - منقول است ، براى اهل معرفت و اصحاب قلوبْ كشف توحيد فعلى و تجلى قيومى حق را مىنمايد . و اشاره به نكتهء مهمه‌اى است كه توجه به آن براى كسانى كه قيام به اين امر مهم مىكنند خيلى لازم است . و آن ، آن است كه انسان بفهمد تصدق در دست كه واقع مىشود ، كه نعوذ باللَّه اگر منت و اذيتى در دادن صدقه از انسان نسبت به فقير واقع شود ، اوّل به حق - تبارك و تعالى - واقع شود ، پس از آن به سائل ؛ چنانچه اگر تواضع و فروتنى كند و از روى كمال خضوع و مذلت صدقه را به سائل مؤمن تقديم كند ، براى حق تعالى كرده ؛ چنانچه عالم آل محمد - صلّى اللَّه عليه و آله - و عاشق جمال حق تعالى ، جناب باقر العلوم - عليه السلام - صدقه را پس از وقوع در دست سائل مىبوييد و مىبوسيد و استشمام رايحهء طيبهء محبوب از آن مىكرد . و خدا مىداند براى آن ذات مقدس و عاشق مجذوب چه راحت نفس و سكونت خاطرى پيدا مىشد ؛ و چطور آن اشتعالات قلبيه و احتراقات شوقيهء باطنيه [ را ] اين عشق‌بازى خاموش مىكرد . افسوس و هزاران افسوس ! كه اين نويسندهء مستغرق در بحار هواى نفس و مخلّد بر ارض طبيعت و گرفتار شهوات و اسير بطن و فرج و بىخبر از ملك هستى و مست خودى و خودپرستى در اين عالم آمد و عن قريب خواهد رفت و از محبت اوليا هيچ ادراك نكرد و از جذبات و جذوات و منازل و مُغازلات آنها هيچ نفهميد ، و وقوفش در اين عالمْ وقوف حيوانى و حركاتش حركات حيوانى و شيطانى بود . اگر چنين باشد ،

--> ( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 9 ، ص 433 ، « كتاب الزكاة » ، « أبواب الصدقة » ، احاديث باب 29 .