السيد الخميني

519

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

تأكيدات اكيده مطلب را ادا فرموده . و ديگر آن‌كه پس از آن‌كه فرمود : « وصيت مىكنم تو را » ، براى جلب نظر آن سرور به اهميت وصيت‌ها فرمود : « حفظ [ كن ] آنها را از من » . و پس از آن ، براى آن‌كه علاقه داشت كه حضرت اين مهمات را اتيان كند ، دعا كرد كه « خداوندا ! او را اعانت فرما » . و ديگر تأكيداتى كه در هر يك از جمله‌ها على حِدَه ذكر فرموده ، از قبيل « نون » تأكيد ، و تكرار ، و غير آن كه محتاج به ذكر نيست . پس ، معلوم شد كه اين مطالب از مهمات است . و البته معلوم است كه در هيچ‌يك از اين امور براى خود آن بزرگوار نفعى متصور نيست ؛ بلكه مقصود نفع رساندن به طرف بوده . و جناب امير - عليه السلام - گرچه طرف مخاطبه است اصالةً ، ولى چون تكاليفِ عمومىِ مشترك است ، بايد حتىالامكان جدّيت كنيم كه وصيت‌هاى جناب رسول زمين نماند . و بايد بدانيم كه شدت علاقهء جناب رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - به حضرت امير - عليه السلام - اقتضا مىكند كه نفع اين مطالب خيلى زياد باشد و اهميت آنها بسيار باشد كه به اين طرز بيان فرموده است وَاللَّه الْعالِمُ . فصل در مفاسد دروغ است يكى از وصاياى جناب رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - ملازمت با راستى و اجتناب از دروغ است ، كه از تقديم ذكر آن معلوم مىشود كه در نظر محترمشان بيشتر از ساير وصايا اهميت داشته . و ما ذكر مفاسد كذب را مقدم مىداريم بر مصالح صدق . پس بدان‌كه اين رذيله از امورى [ است ] كه عقل و نقل متفق بر قبح و فسادش هستند . و خود آن فى نفسه از كبائر و فواحش است ، چنانچه اخبار دلالت بر آن دارد « 1 » . و علاوه ، گاه شود كه بر آن مترتب شود مفاسد ديگرى كه قبح و فسادش كمتر از اين موبقه

--> ( 1 ) - ر . ك : وسائل الشيعة ، ج 15 ، ص 318 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس و ما يناسبه » ، باب 46 ، حديث 25 ، 33 و 36 .