السيد الخميني

491

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

عذاب اليم و دخول جحيم مىدانيم ؛ و پيش خود چيزى سراغ نداريم و وسيله‌اى در دست نداريم جز آن‌كه تو خود را معرفى كردى به لسان انبيا به تفضل و ترحم و سعهء جود و رحمت ، و ما تو را بدين صفت شناختيم به قدر استعداد خود ؛ تو با مشتى خاك چه مىكنى ؟ ! جز رحمت و تفضل ! أَيْنَ رَحْمَتُكَ الْواسِعَةُ ؟ أَيْنَ أَياديكَ الشّامِلَةُ ؟ أَيْنَ فَضْلُكَ الْعَميمُ ؟ أَيْنَ كَرَمُكَ يا كَريمُ ؟ « 1 » فصل در بيان آن‌كه تفرغ براى عبادت موجب غِناى قلب شود ببايد دانست كه غِنا از اوصاف كماليهء نفس است ؛ بلكه از صفات كماليهء موجود بما أَنّه موجود است ، و از اين جهت غِنا از صفات ذاتيهء ذات مقدس حق - جَلَّ و علا - است . و ثروتمندى و مالدارى موجب غناى نفسانى نيست ، بلكه توان گفت كسانى كه غناى نفسانى ندارند ، به داشتن مال و منال و ثروت حرص و آزشان افزون گردد و نيازمندتر گردند . و چون در غير پيشگاه مقدس حق - جلَّ جلاله - كه غنىّ بالذات مىباشد ، غناى حقيقى پيدا نمىشود و ساير موجودات از بسيط خاك تا ذروهء افلاك و از هيولاى اولى تا جبروت اعلى فقرا و نيازمندان‌اند ، از اين جهت هر چه وجههء قلب به غير حق باشد و هر چه توجه باطن به تعمير مُلك و عمارت دنيا باشد ، افتقار و احتياج روزافزون شود . اما افتقار قلبى و روحى كه پر معلوم است ، زيرا كه نفسِ علاقه‌مندى و تعلقْ افتقار است . و اما افتقار خارجى ، كه آن نيز مؤكِّد افتقار قلبى است ، نيز بيشتر باشد ؛ زيرا كه هيچ كس به خودى خود نتواند قيام به ادارهء امور خويشتن كند ، پس در اين امر احتياج به غير افتد . و ارباب ثروت در ظاهر گرچه بىنياز قلمداد شوند ، ولى با نظر دقيق معلوم شود كه به مقدار ازدياد ثروت احتياجشان افزون گردد و نيازمندى زيادت شود .

--> ( 1 ) - « كجاست رحمت گستردهء تو ؟ كجاست نعمت‌هاى فراگير تو ؟ كجاست عطاى همگانى تو ؟ اى بخشنده كجاست بخشش تو ؟ » .