السيد الخميني
482
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
و آن حالى كه براى رسول اكرم - صلّى اللَّه عليه و آله - دست مىداده براى احدى از موجودات نبود ؛ چنانچه در حديث مشهور است : « لي مع الله حال لا يسعه ملك مقرب و لا نبي مرسل » « 1 » . بگذرم از مطلبى كه براى ما از آن نصيبى نيست مگر لفظ . ولى آنچه مهم است براى امثال ماها آن است كه اكنون كه محروميم از مقامات اوليا انكار آنها را هم نكنيم و تسليم باشيم كه تسليم امر اوليا خيلى فايده دارد و نعوذ باللَّه انكار خيلى مضر است . أَللّهُمَّ إنِّي مُسَّلِّمٌ لِأمْرِهِمْ ، صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ « 2 » . فصل تحصيل حضور قلب از راه پى بردن به اهميت عبادات ] بدانكه حضور قلب در عبادات حاصل نشود مگر به افهام نمودن به قلب اهميت عبادات را . و آن در حقيقت ميسور نشود مگر به فهميدن اسرار و حقايق آنها . و آن گرچه از براى ما ميسر نشود ، ولى تا اندازهاى كه با حال امثال خودم مناسب است و مستفاد از اخبار اهل بيت عصمت - عليهم السلام - و كلمات اهل معرفت است ، به قدر تناسب با اين اوراق ، ذكر مىكنيم . [ صور باطنى اعمال و افعال ] بدانكه - چنانچه مكرر اشاره نموديم - از براى هر يك از اعمال حسنه و افعال عباديه صورتى است باطنى ملكوتى و اثرى است در قلب عابد . اما صورت باطنيهء آن همان است كه تعمير عوالم برزخ و بهشت جسمانى به آن است ؛ زيرا كه ارض بهشتْ قيعان و خالى از هر چيز است ، چنانچه در روايت است « 3 » ؛ و اذكار و اعمالْ مادهء تعمير و
--> ( 1 ) - « مرا با خداوند حالتى است كه هيچ فرشتهء مقرّبى و هيچ پيامبر فرستاده شدهاى ظرفيت آن ندارد » . ( بحار الأنوار ، ج 18 ، ص 360 . در اين مصدر به جاى كلمهء « حال » ، « وقت » آمده است ) ( 2 ) - « خداوندا ، من تسليم امر آنان ، كه درود تو بر همهء آنان باد ، هستم » . ( 3 ) - عوالي اللآلي ، ج 4 ، ص 8 ؛ بحار الأنوار ، ج 7 ، ص 229 .