السيد الخميني
479
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
گذشت « 1 » . و مرتبهء ديگر آن است كه اسرار عبادات را به قدر امكان بفهمد و كيفيت ثناى معبود را در هر يك از اوضاع بداند . و اهل معرفت تا اندازهاى اسرار نماز و ساير عبادات را بيان كردند ، و از اشارات اخبار معصومين - عليهم السلام - استفاداتى به قدر امكان كردند . گرچه فهم اصل حقيقت براى كم كسى اتفاق مىافتد ، ولى تا آن اندازه هم كه ذكر شده غنيمت است براى اهلش . [ مراتب حضور قلب در معبود ] و اما حضور قلب در معبود ، و آن نيز داراى مراتبى است كه عمدهء آن سه مرتبه است : يكى حضور قلب در تجليات افعالى . و ديگر حضور قلب در تجليات اسمائى و صفاتى . و سوم حضور قلب در تجليات ذاتى . و از براى هر يك چهار مرتبه است به طريق كلى : مرتبهء علمى ، و مرتبهء ايمانى ، و مرتبهء شهودى ، و مرتبهء فنائى . و مقصود از حضور قلب در تجليات افعاليه « علماً » آن است كه شخص عابد سالك علماً و برهاناً بداند كه تمام مراتب وجود و مَشاهد غيب و شهود پرتو فيض تجلى ذات اقدس هستند ، و از اخيرهء عالم طبيعت تا سرچشمهء ملكوت اعلى و جبروت اعظم به يك طور و يك نحو حاضرند در پيشگاه مقدسش ، و همه پرتو جلوهء مشيّت هستند ؛ چنانچه در حديث شريف كافى وارد است : عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ ، عليه السلام : « خلق الله المشيئة بنفسها ، ثم خلق الأشياء بالمشيئة » « 2 » . پس مشيّت بنفس ذاتها جلوهء ذات است ، و ديگر موجودات به واسطهء آن مخلوقاند . و ما اكنون در صدد اقامهء برهان بر اين مطلب شريف نيستيم . پس شخص عابد كه اين مطلب را « علماً » و برهاناً دانست ، مىفهمد كه خود و عبادت و علم و اراده و قلب و حركات قلب و ظاهر و باطنش همه در پيشگاه مقدس حاضرند ؛ بلكه همه نفس حضورند . و اگر با قلم عقل اين مطلب برهانى را به لوح قلب نگاشت و قلب با
--> ( 1 ) - ر . ك : ص 476 . ( 2 ) - از امام صادق عليه السلام روايت شده است : « خداوند مشيّت را به خود مشيّت آفريد ، سپس چيزها را به مشيّتآفريد » . ( الكافي ، ج 1 ، ص 110 ، « كتاب التوحيد » ، « باب أنّ الإرادة من صفات الفعل » ، حديث 4 )