السيد الخميني
442
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
متوسط است بين نشئهء مُلك و ملكوت و عالم دنيا و آخرت . يك وجههء آن به عالم دنيا و مُلك است ، و بدان وجهه تعمير اين عالم كند ؛ و يك وجههء آن به عالم آخرت و ملكوت و غيب است ، و بدان وجهه تعمير عالم آخرت و ملكوت نمايد . پس ، قلب به منزلهء آيينهء دو رويى است كه يك روى آن به عالم غيب است و صور غيبيه در آن منعكس شود ؛ و يك روى آن به عالم شهادت است و صور مُلكيهء دنياويه در آن منعكس شود . و صور دنياويه از مدارك حسيهء ظاهريه و بعضى مدارك باطنه ، مثل خيال و وهم ، در آن انعكاس پيدا كند ؛ و صور اخرويه از باطن عقل و سرّ قلب در آن انعكاس پيدا كند . و اگر وجهه دنياويهء قلب قوّت گرفت و توجه آن يكسره به تعمير دنيا شد و همّش منحصر شد در دنيا و مستغرق شد در ملاذّ بطن و فرج و ساير مشتهيات و ملاذّ دنياويه ، به واسطهء اين توجه باطن خيال مناسبتى پيدا كند به ملكوت سُفلى كه به منزلهء ظلّ ظلمانى عالم ملك و طبيعت است و عالم جنّ و شياطين و نفوس خبيثه است . و به واسطهء اين تناسب القائاتى كه در آن شود القائات شيطانيه است ؛ و آن القائات منشأ تخيلات باطله و اوهام خبيثه گردد . و نفس چون بالجمله توجه به دنيا دارد ، اشتياق به آن تخيلات باطله پيدا كند و عزم و اراده نيز تابع آن گردد و يكسره جميع اعمال قلبيه و قالبيه از سنخ اعمال شيطانى گردد ، از قبيل وسوسه و شك و ترديد و اوهام و خيالات باطله ؛ و ارادات بر طبق آن در مُلك بدن كارگر گردد . و اعمال بدنيه نيز بر طبق صور باطنيهء قلب گردد ؛ چه كه اعمالْ عكس و مثال ارادات ؛ و آنها مثال و عكس اوهام ، و آنها عكس وجههء قلوب است ؛ پس ، چون وجههء قلب به عالم شيطان بوده ، القائات در آن از سنخ جهالات مركبهء شيطانيه گردد ، و در نتيجه از باطن ذات وسوسه و شك و شرك و شبهات باطله طلوع كرده تا ملك بدن سرايت كند . و بر اين قياس كه ذكر شد ، وجههء قلب اگر به تعمير آخرت و معارف حقه شد و توجه آن به عالم غيب شد ، يك نحوه تناسبى با ملكوت اعلى ، كه عالم ملائكه و نفوس طيبهء سعيده است و به منزلهء ظلّ نورانى عالم طبيعت است ، پيدا كند ، و علوم مُفاضه به آن از علوم رحمانى مَلَكى و عقايد حقه ، و خطرات از خطرات و القائات الهيه گردد ، و از شك و شرك منزه و پاكيزه گردد و حالت استقامت و طمأنينه در نفس پيدا شود ؛ و اشتياقات