السيد الخميني

414

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

قلب من يشاء » « 1 » . « نيست دانش به بسيارى آموختن و آموخته شدن ؛ بلكه آن نورى است كه مىاندازد آن را خدا در دل هر كس مىخواهد » پس هر يك از نفوس كه ارتباط به ملكوت اعلى و عالم ملائكهء مقربين پيدا كند ، القائاتى كه در آن شود القاء مَلَكى و علومى كه به آن افاضه شود علوم حقيقيه و از عالم ملائكه است . و هر يك كه ارتباط به عالم ملكوت اسفل و عالم جنّ و شيطان و نفوس خبيثه پيدا كند ، القائات آن القاى شيطانى و از قبيل جهالات مركبه و حجب مظلمه است . و از اين جهت است كه ارباب معارف و اصحاب علوم حقيقيه تصفيهء نفوس و اخلاص نيّات و تصحيح قصود را در تحصيل علوم ، خصوصاً معارف حقه و علوم شرعيه ، اوّل شرط مىدانند ؛ و وصيت‌ها در اين باب به متعلمين مىنمايند ، زيرا كه به تصفيهء نفوس و صقالت آن ، جهت ارتباط به مبادى عاليه قوّت گيرد . و اين‌كه جناب ربوبى - جلَّ جَلالُه - در كريمهء مباركهء : اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ « 2 » تعليم الهى را مربوط به تقوا فرموده براى همين است كه تقوا صفاى نفس دهد و آن را به مقام غيب مقدس مرتبط كند ، پس تعليم الهى و القاى رحمانى واقع گردد ؛ زيرا كه در مبادى عاليه بخل محال است و آنها واجب الفياضيه هستند ، چنانچه واجب الوجود بالذات واجب از جميع حيثيات است . و اگر نفس به واسطهء توجه به تعمير خود و مأكل و مشرب خويش و به أَنانيّت نفسانيه اشتغال به علوم پيدا كرد و غايتْ غير الهى شد ، القائاتى كه به او شود القاى شيطانى است . و يكى از موازين غير متخلفى ، كه گمان مىكنم اهل معارف آن را ذكر نكردند ، در امتياز بين القائات رحمانى و شيطانى همين است كه ذكر شد ، كه خود انسان در بسيارى اوقات مىتواند بفهمد . و آنچه به اين نفس غير پرهيزناكِ داراى كدورت القا

--> ( 1 ) - منية المريد ، ص 149 . در اين چاپ از منية المريد كمى تفاوت وجود دارد و ظاهراً روايت ازمنية المريدى كه در حاشيهء روض الجنان چاپ شده است گرفته شده است ، چنان‌كه در صفحهء 464 ذيل همين روايت امام خمينى قدس سره تصريح به آن كرده است . ( 2 ) - « از خدا پروا كنيد و خدا به شما مىآموزد » . ( البقرة ( 2 ) : 282 )