السيد الخميني

386

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

قيام به وظيفهء شكر به جميع مراتب براى كمى از بندگان ميسور است . و آن خُلَّص اوليا هستند كه جامع جميع حضرات و برزخ برازخ و حافظ همهء مراتب ظاهره و باطنه هستند ؛ و از اين جهت ، شكر آنها به جميع السنهء ظاهره و باطنه و سرّيه است . و شكر را گرچه گفته‌اند از مقامات عامه است « 1 » ، زيرا كه مقرون به دعوى مُجازات منعم است و اين اسائهء ادب به شمار مىرود ، ولى اين مقارنت از براى غير اولياست ؛ خصوصاً كمّل از آنها كه جامع حضرات و حافظ مقام كثرت و وحدت هستند ؛ و لهذا شيخ عارف ، خواجهء انصارى ، با آن‌كه گفته است : شكر از مقامات عامه است فرموده : وَالدَّرَجَةُ الثّالِثَةُ أَنْ لا يَشْهَدَ الْعَبْدُ إلَّاالْمُنْعِمَ . فَإذا شَهِدَ الْمُنْعِمَ عُبودَةً ، اسْتَعْظَمَ مِنْهُ النِّعْمَةَ ؛ وَإذا شَهِدَهُ حُبّاً ، اسْتَحْلى مِنْهُ الشِّدَّةَ ؛ وَإذا شَهِدَهُ تَفْريداً ، لَمْ يَشْهَدْ مِنْهُ نِعْمَةً وَلا شِدَّةً « 2 » . « درجهء سيم از شكر آن است كه بنده مشاهده نكند مگر جمال منعم را و مستغرق شهود جمال او شود . و از براى آن سه مقام است : اوّل آن‌كه مشاهده كند او را ، مشاهدهء بندهء ذليل مولاى خود را . و در اين حال از خود غافل و مستغرق ادب حضور است و براى خود قدرى قائل نيست . و وقتى [ خود را ] حقير شمرد ، نعمتى اگر به او عنايت شود عظيم شمارد و خود را در جنب او حقير داند و لايق آن نداند . و دوم ، مشاهدهء اوست ، شهودِ دوستْ دوست را . و در اين حال مستغرق جمال محبوب شود ، و هر چه از او بيند محبوب باشد و لذت از آن برد ، گرچه شدت و زحمت باشد . سيّم ، مشاهدهء اوست تفريداً بىتعينات اسمائى ؛ بلكه مشاهدهء نفس ذات كند . و در اين حال از خود و غير خود غافل شود و جز ذات حق مشهود او نيست - نه نعمتى بيند و نه شدتى مشاهده كند » . پس ، معلوم شد كه اوايل مقامات در هر يك از مقامات سالكين از سبل عامه است و در آخر مقامات مخصوص به خُلّص بلكه كمّل است .

--> ( 1 ) - منازل السائرين ، ص 72 ، باب الشكر ؛ شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 213 . ( 2 ) - منازل السائرين ، ص 73 ، باب الشكر .