السيد الخميني
315
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
آن مطلع نيست جز ذات مقدّس حق تعالى : « وَ مَنِ ارْتَضى مِنْ عِبادِهِ » « 1 » . و اين خود يكى از معارف است كه قرآن كريم و احاديث ائمهء معصومين گوشزد بنىالانسان فرمودند ، و موافق با برهان حكماى اشراق و ذوق اصحاب عرفان و مشاهدات ارباب سلوك و رياضت است . و در علوم عاليهء ماقبلالطبيعه به ثبوت پيوسته است كه وجودْ عين كمالات و اسماء و صفات است ؛ و در هر مرحله ظهور پيدا كند و در مرآتى تجلى نمايد ، با جميع شؤون و كمالات ، از حيات و علم و ساير امهات سبعه ، ظاهر گردد و متجلى شود ، و هر يك از مراحلِ تجلى حقيقت وجود و مراتب تنزلات نور جمال كامل معبود داراى ربط خاص به مقام « احديت » و معرفت كامنهء خفيه به مقام ربوبيت مىباشد ؛ چنانچه در آيهء شريفه فرمايد : ما مِنْ دَابَّةٍ إِلَّا هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها « 2 » . گويند : « هو » اشاره به مقام غيب هويّت . و « اخذ ناصيه » همان ربط اصل غيبى سرّى وجودى است كه هيچ موجودى را راهى به معرفت آن نيست « 3 » .
--> ( 1 ) - اشاره است به آيهء مباركهء عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً * إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ . « اوداناى غيب است و بر عالم غيب او كسى آگاه نيست مگر آن كسى كه از رسولان برگزيده است » . ( الجنّ ( 72 ) : 26 - 27 ) ( 2 ) - « جنبندهاى نيست مگر آنكه زمام او به دست حق است » . ( هود ( 11 ) : 56 ) ( 3 ) - الحكمة المتعالية ، ج 2 ، ص 282 - 283 ، وج 6 ، ص 117 ، و ج 7 ، ص 150 - 154 .