السيد الخميني
13
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
فصل در تفكّر است بدانكه اوّل شرط مجاهدهء با نفس و حركت به جانب حق تعالى « تفكّر » است . و بعضى از علماى اخلاق آن را در بدايات در مرتبهء پنجم قرار دادهاند « 1 » . و آن نيز در مقام خود صحيح است . و تفكر در اين مقام عبارت است از آنكه انسان لااقل در هر شب و روزى مقدارى - ولو كم هم باشد - فكر كند در اينكه آيا مولاى او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحتى را از براى او فراهم كرده ، و بدن سالم و قواى صحيحه ، كه هر يك داراى منافعى است كه عقل هر كس را حيران مىكند ، به او عنايت كرده ، و اين همه بسطِ بساط نعمت و رحمت كرده ، و از طرفى هم اين همه انبيا فرستاده ، و كتابها نازل كرده و راهنمايىها نموده و دعوتها كرده ، آيا وظيفهء ما با اين مولاى مالك الملوك چيست ؟ آيا تمام اين بساط فقط براى همين حيات حيوانى و اداره كردن شهوت است كه با تمام حيوانات شريك هستيم ، يا مقصود ديگرى در كار است ؟ آيا انبياء كرام و اولياء معظّم و حكماى بزرگ و علماى هر ملت كه مردم را دعوت به قانون عقل و شرع مىكردند و آنها را از شهوات حيوانى و از اين دنياى فانى پرهيز مىدادند با آنها دشمنى داشتند و دارند ، يا راه صلاح ما بيچارههاى فرورفته در شهوات را مثل ما نمىدانستند ؟ اگر انسان عاقل لحظهاى فكر كند مىفهمد كه مقصود از اين بساط چيز ديگر است ؛ و منظور از اين خلقتْ عالم بالا و بزرگترى است ؛ و اين حيات حيوانى مقصود بالذات نيست . و انسان عاقل بايد در فكر خودش باشد ؛ و به حال بيچارگى خودش رحم كند و با خود خطاب كند : اى نفس شقى كه سالهاى دراز در پى شهوات عمر خود را صرف كردى و چيزى جز حسرت نصيبت نشد ، خوب است قدرى به حالِ خود رحم كنى ؛ از
--> ( 1 ) - ر . ك : منازل السائرين ، ص 41 ، باب التفكّر .