السيد الخميني
264
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
رحمتش شامل حال فرزند آدم در ازل بود ، دو نوع از مربّى و مهذِّب به تقدير كامل در او قرار داد كه آن دو به منزلهء دو بال است از براى بنىآدم كه مىتواند به واسطهء آنها از حضيض جهل و نقص و زشتى و شقاوت به اوج علم و معرفت و كمال و جمال و سعادت پرواز نمايد و خود را از تنگناى ضيق طبيعت به فضاى وسيع ملكوت اعلى رساند . و اين دو يكى مربّى باطنى ، كه قوّهء عقل و تمييز است ؛ و ديگر مربّى خارجى ، كه انبيا و راهنمايان طرق سعادت و شقاوت مىباشند . و اين دو هيچكدام بىديگرى انجام اين مقصد ندهند ، چه كه عقل بشر خود نتواند كشف طرق سعادت و شقاوت كند و راهى به عالم غيب و نشئهء آخرت پيدا كند ، و هدايت و راهنمايى پيمبران بدون قوّهء تميز و ادراك عقلى مؤثر نيفتد . پس حق تبارك و تعالى اين دو نوع مربّى را مرحمت فرموده كه به واسطهء آنها تمام قواى مخزونه و استعدادات كامنهء در نفوس به فعليت تبديل پيدا كند . و اين دو نعمت بزرگ را حق تعالى براى امتحان بشر و اختبار آنها مرحمت فرموده ؛ زيرا كه بدين دو نعمتْ ممتاز شوند افراد بنىنوع انسان از يكديگر ، و سعيد و شقى و مطيع و عاصى و كامل و ناقص از هم جدا شوند . چنانچه جناب ولايتمآب فرمايد : « والذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة » « 1 » . و در كافى شريف ، در باب تمحيص و امتحان ، ابن ابى يعفور از حضرت صادق - عليه السلام - نقل كند كه قال : « لابد للناس من أن يمحصوا و يميزوا و يغربلوا و يستخرج في الغربال خلق كثير » « 2 » . فرمود : « لابد است از براى مردم از اينكه خالص شوند و امتحان گردند و تميز داده شوند و غربال شوند ؛ و استخراج شود در غربال خلق بسيارى » . و بإسْنادِه عَنْ مَنْصُورٍ ، قَالَ : قَالَ لِي أَبُو عَبْدِاللَّهِ عليه السلام : « يا منصور ، إن هذا الأمر لا يأتيكم إلا بعد إياس [ ولا ] والله حتى تميزوا و لا و الله حتى تمحصوا ، ولا و الله حتى يشقى من يشقى و يسعد من يسعد » « 3 » .
--> ( 1 ) - « سوگند به آن كسى كه پيغمبر را به حق فرستاد هر آينه در هم آميخته شويد و از هم بيخته و جدا گرديد » . ( الكافي ، ج 8 ، ص 67 ، حديث 23 ؛ نهج البلاغة ، ص 57 ، خطبهء 16 ) ( 2 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 370 ، « كتاب الحجّة » ، « باب التمحيص والامتحان » ، حديث 2 . ( 3 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 370 ، « كتاب الحجّة » ، « باب التمحيص والامتحان » ، حديث 3 .