السيد الخميني

253

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

و « خلقتك لأجلي » « 1 » فرموده و غايت خلقت را معرفت به خود قرار داده و طرق معارف و راه عبوديت را به ماها نشان داده ، با اين وصف ما به تعمير بطن و فرج و شكم به چيز ديگر مشغول نيستيم و جز خودخواهى و خودپسندى مقصد ديگرى نداريم . پس ، اى انسان بيچاره كه عبادات و مناسك تو بُعد از ساحت قدس آورد و مستحق عتاب و عقاب كند ، به چه اعتماد دارى ؟ و چرا خوف از شدت بأس حق تو را بىآرام نكرده و دل تو را خون ننموده . آيا تكيه گاهى دارى ؟ آيا به اعمال خود وثوق و اطمينان دارى ؟ اگر چنين است واى به حال تو و معرفتت به حال خود و مالك الملوك ! و اگر اعتماد به فضل حق و رجاء به سعهء رحمت و شمول عنايت ذات مقدس دارى ، بسيار بجا و به محل وثيقى اعتماد كردى و به پناهگاه محكمى پناه بردى . خداوندا ، بار الها ، ما دستمان از همه چيز كوتاه و خود مىدانيم كه ناقص و ناچيزيم و لايق درگاه تو و فراخور بارگاه قدس تو چيزى نداريم ؛ سر تا پا نقص و عيب و ظاهر و باطن ما به لوث معاصى و مهلكات و موبقات آغشته است ؛ ما چه هستيم كه اظهار ثناى تو كنيم ! جايى كه اولياء تو گويند : « أ فبلساني هذا الكال أشكرك » « 2 » و عجز و ضعف و قصور خود را اعلان كنند ، ما اهل معصيت و محجوبين از ساحت كبريا چه بگوييم . جز آن‌كه با لقلقهء لسان عرض كنيم رجاء ما به مراحم تو است و اميد و ثقهء ما به فضل و مغفرت تو است و به جود و كرم آن ذات مقدس است . چنانچه در لسان اولياى تو وارد است : كافي بِإسْنادِهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ - عليه السَّلام - قَالَ : « قال رسول الله صلى الله عليه و آله : « قال الله تبارك و تعالى : لايتكل العاملون لي على أعمالهم التي يعملونها لثوابي ، فإنهم لو اجتهدوا و أتعبوا أنفسهم أعمارهم في عبادتي كانوا مقصرين غير بالغين في عبادتهم كنه عبادتي فيما يطلبون عندي من كرامتي و النعيم في جناتي و رفيع الدرجات العلى في جواري ؛ و لكن برحمتي فليثقوا و بفضلي فليرجوا و إلى حسن الظن بي فليطمئنوا ؛ فإن رحمتي عند ذلك

--> ( 1 ) - ر . ك : صفحه 53 . ( 2 ) - « پس آيا با اين زبان قاصر سپاس تو بگزارم » . ( از دعاى ابوحمزه ثمالى ، مصباح‌المتهجّد ، ص 411 )