السيد الخميني

246

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

محصَّل ترجمهء شرح عارف معروف ، عبدالرزّاق كاشانى « 1 » است از كلام جناب عارف كامل ، خواجه عبداللَّه ، با مختصر تفاوت و اختصار « 2 » . و كلام خواجه نيز دلالت بر آن دارد . ليكن در بودن توكلْ شعبه‌اى از تفويضْ نظر است ؛ و در اعم شمردن تفويض را از توكل مسامحهء واضحه است . و نيز دليلى نيست بر آن كه توكل فقط بعد از وقوع سبب است ، بلكه در هر دو مورد جاى توكل هست . و اما در حديث شريف كه فرمود : « فتوكل على الله بتفويض ذلك إليه » تواند بود كه چون توكل نيست مگر با رؤيت تصرف خويش ، لهذا براى خود وكيل اتخاذ نموده در امرى كه راجع به خود مىداند ، حضرت خواسته است او را ترقى دهد از مقام توكل به تفويض ، و به او بفهماند كه حق تعالى قائم مقام تو نيست در تصرف ، بلكه خود متصرف ملك خويش و مالك مملكت خود است . خواجه نيز در منازل السائرين ، در درجهء ثالثهء توكل ، تنبه به اين معنى داده « 3 » . و امّا « ثقه » نيز غير از توكل و تفويض است ؛ چنانچه خواجه فرموده : الثَّقَةُ سَوادُ عَيْنِ التوَكُّلِ ، وَنُقْطَةُ دائِرَةِ التَّفْويضِ ، وَسُوَيْداءُ قَلْبِ التَّسْليم « 4 » . يعنى مقامات ثلاثه بدون آن حاصل نشود . بلكه روح آن مقاماتْ ثقهء به خداى تعالى است ؛ و تا بنده وثوق به حق تعالى نداشته باشد داراى آنها نشود . پس ، معلوم شد نكتهء آن‌كه حضرت پس از توكل و تفويض فرمودند : « ثِقْ بِه فيها وَفِي غَيْرِها » .

--> ( 1 ) - ملّا عبدالرزّاق بن جمال ( جلال ) الدين اسحاق كاشانى سمرقندى ، مكنّى به ابوالغنائم و ملقّب به « كمال‌الدين » از مشاهير عارفان قرن هشتم هجرى و از شارحان بزرگ فصوص مىباشد . وى در سال 730 يا 735 وفات كرده است . از آثار اوست : اصطلاحات الصوفية ، تأويل الآيات يا تأويلات القرآن ، شرح فصوص الحكم ، شرح منازل السائرين . ( 2 ) - شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 177 - 178 ، « باب التفويض » . ( 3 ) - منازل السائرين ، ص 65 ، باب التوكّل . ( 4 ) - « ثقه » مردمك چشم « توكل » و مركز دايرهء « تفويض » و كانون دل « تسليم » است . ( منازل السائرين ، ص 67 ، باب الثقة )