السيد الخميني

244

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

ساير موجودات مشاهده شود - حصول توكل و رضا و تسليم و ساير مقامات نيز به‌تدريج گردد : ممكن است اوّل در پاره‌اى امور و در اسباب غائبهء خفيه توكل كند ؛ پس از آن كم كم به مقام مطلق رسد ، چه اسباب ظاهرهء جليّه داشته باشد يا اسباب باطنهء خفيه ، و چه در كارهاى خود باشد يا بستگان و متعلقان خود . از اين جهت در حديث شريف فرمود : يكى از درجات آن است كه در تمام امورت توكل كنى . فصل در بيان فرق بين توكل و رضاست بدان‌كه مقام « رضا » غير از مقام توكل است ؛ بلكه از آن شامخ‌تر و عالىتر است ، زيرا كه « متوكل » طالب خير و صلاح خويش است ، و حق تعالى را كه فاعل خير داند وكيل كند در تحصيل خير و صلاح ؛ و « راضى » فانى كرده است ارادهء خود را در ارادهء حق و از براى خود اختيارى نكند ؛ چنانچه از بعض اهل سلوك پرسيدند : ما تُريدُ ؟ قالَ : اريدُ أَنْ لا اريدَ « 1 » مطلوب او مقام « رضا » بود . و اما در حديث شريف كه فرموده است : « فما فعل بك كنت عنه راضيا » . مقصود از آن ، مقام رضا نيست ؛ و لهذا دنبال آن فرموده : " بدانى كه حق تعالى هرچه مىكند خير و فضل تو در آن است . " گويى حضرت خواسته است در سامع ايجاد مقامِ توكل فرمايد ، لهذا از براى آن مقدماتى ترتيب داده است : اوّل فرموده : « تعلم أنه لا يأ لوك خيرا و فضلا » . و پس از آن فرموده است : « وتعلم أن الحكم في ذلك له » . البته كسى كه بداند حق تعالى قادر است بر هر چيز و خير و فضل او را از دست ندهد ، مقام توكل براى او حاصل شود ؛ زيرا كه دو ركن بزرگ توكل همان است كه ذكر فرموده ، و دو ركن يا سه ركن ديگر را براى وضوح آن ذكر نفرموده . پس ، نتيجه از مقدمات مذكوره و مطويهء معلومه حاصل شود كه هرچه حق تعالى

--> ( 1 ) . اين كلام از بايزيد نقل شده است . ( ر . ك : الفتوحات المكّية ، ج 2 ، ص 687 ؛ شرح منازل السائرين ، كاشانى ، ص 205 )