السيد الخميني

232

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

فرموده ، و ملائكةاللَّه بر آن مطلع شدند . معلوم مىشود غيرِ اين سنخ است و عظمت آن بيشتر از آن است كه گوشزد كسى توان كرد - خصوصاً براى ساكنين اين عالم دنيا - نعمت‌هاى آن عالم را مقايسه مكن به نعمت‌هاى اين‌جا ؛ گمان مكن بهشت و جنّات آن مثل باغستان‌هاى دنيا منتها قدرى وسيع‌تر و عالىتر است ؛ آن‌جا دار كرامت حق و مهمانخانهء الهى است ؛ تمام اين دنيا مقابل يك تار موى حورالعين بهشتى نيست ، بلكه مقابل يك تار از حُلّه‌هاى بهشتى كه براى اهل آن فراهم شده نيست ؛ با اين تفصيل حق تعالى جزاى نمازگزار در شب را اينها قرار نداده و در مقام تعظيم آن بدان بيان ذكر فرموده . ولى هيهات كه ايمان ما سست و اهل يقين نيستيم ، والّا ممكن نبود اين‌طور به غفلت بگذرانيم و تا صبح با خواب گران هم‌آغوش شويم . اگر چنانچه بيدارى شب انسان را به حقيقت و سرّ نماز آگاه كند و با ذكر و فكر حق انس بگيرد و شب‌ها مطيّهء معراج قرب او شود كه ديگر جز جمال جميل حق براى او جزايى نتواند بود . اى واى به حال ما اهل غفلت كه تا آخر عمر از خواب برنمىخيزيم و در سكر طبيعت باقى هستيم ، بلكه هر روز بر مستى و غفلت ما مىافزايد . جز مقام حيوانيت و مأكل و مشرب و منكح آنها چيز ديگر نمىفهميم ، و هر چه مىكنيم ، گرچه از سنخ عبادات هم باشد ، باز براى ادارهء بطن و فرج مىكنيم . گمان كردى كه نماز خليل الرحمان مثل نماز ما بوده ؟ خليل عرض حاجت به جبرئيل امين نفرمود « 1 » و ما حاجات خود را از شيطان - اگر گمان كنيم حاجت رواكن است - مىطلبيم ! ولى باز نااميد نبايد شد . ممكن است پس از مدتى بيدارى شب و انس و عادت به آن ، خداى تعالى كم كم دستگيرى فرمايد و با يك لطف خفى خلعت رحمت بر تو بپوشاند . ولى از سرّ عبادت مجملًا غافل مباش و همه را به تجويد قرائت و تصحيح ظاهر فقط مپرداز . اگر نمىتوانى مخلص شوى ، لااقل براى آن قرّةالعينى كه حق تعالى مخفى فرموده بكوش و يادى از فقير عاصى حيوان سيرت

--> ( 1 ) - از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه : « زمانى كه ابراهيم عليه السلام را در منجنيق نهادند تا در آتش بيفكنند ، جبرئيل نزد او آمد و گفت : " آيا حاجتى دارى ؟ " ابراهيم پاسخ داد : " آرى اما نه به تو " » . ( ر . ك : تفسير القمّي ، ج 2 ، ص 73 ؛ مجمع البيان ، ج 7 ، ص 87 )