السيد الخميني

206

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

فرو ننشيند و روزافزون گردد . پس اين نور فطرتْ ما را هدايت كرد به اين‌كه تمام قلوب سلسلهء بشر ، از قاره‌نشينان اقصى بلاد آفريقا تا اهل ممالك متمدنهء عالم ، و از طبيعيين و ماديين گرفته تا اهل ملل و نحل ، بالفطره شطر قلوبشان متوجه به كمالى است كه نقصى ندارد و عاشق جمال و كمالى هستند كه عيب ندارد و علمى كه جهل در او نباشد و قدرت و سلطنتى كه عجز همراه آن نباشد ، حياتى كه موت نداشته باشد ؛ و بالاخره كمال مطلقْ معشوق همه است . تمام موجودات و عايلهء بشرى با زبان فصيح يك‌دل و يك‌جهت گويند ما عاشق كمال مطلق هستيم ، ما حب به جمال و جلال مطلق داريم ، ما طالب قدرت مطلقه و علم مطلق هستيم . آيا در جميع سلسلهء موجودات در عالم تصور و خيال ، و در تجويزات عقليه و اعتباريه ، موجودى كه كمال مطلق و جمال مطلق داشته باشد جز ذات مقدس ، مبدأ عالم جلّت عظمته سراغ داريد ؟ و آيا جميل على الاطلاق كه بىنقص باشد جز آن محبوب مطلق هست ؟ اى سرگشتگان وادى حيرت و اى گمشدگان بيابان ضلالت ، نه ، بلكه اى پروانه‌هاى شمع جمال جميل مطلق ، و اى عاشقان محبوب بىعيب بىزوال ، قدرى به كتاب فطرتْ رجوع كنيد و صحيفهء كتاب ذات خود را ورق زنيد ، ببينيد با قلم قدرتِ فطرت اللّهى در آن مرقوم است : وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ « 1 » آيا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها . فطرت توجه به محبوب مطلق است ؟ آيا آن فطرت غير متبدّله - لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّه - فطرت معرفت است ؟ تا كى به خيالات باطله اين عشق خداداد فطرى و اين وديعهء الهيه را صرف اين و آن مىكنيد ؟ اگر محبوب شما اين جمال‌هاى ناقص و اين كمال‌هاى محدود بود ، چرا به وصول به آنها آتش اشتياق شما فرو ننشست و شعلهء شوق شما افزون گرديد ؟ هان ، از خواب غفلت برخيزيد و مژده دهيد و سرور كنيد كه محبوبى داريد كه زوال ندارد ، معشوقى داريد كه نقصى ندارد ، مطلوبى داريد بىعيب ، منظورى داريد كه نور طلعتش اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 2 » است ؛ محبوبى داريد كه

--> ( 1 ) - « روى خود را به سوى آن‌كه آسمان‌ها و زمين را آفريد گردانيدم » . ( الأنعام ( 6 ) : 79 ) ( 2 ) - « خداوند نور آسمان‌ها و زمين است » . ( النور ( 24 ) : 35 )