السيد الخميني
200
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
است به آيهء شريفه در سورهء « روم » : فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ « 1 » . ما ان شاء اللَّه اشارهء اجماليه به اين فطرت ، و كيفيت آن ، و چگونگى بودنِ مردم بر فطرت توحيد ، در ضمن فصول و مقاماتى چند مىنماييم . فصل در معنى فطرت است بدانكه مقصود از فطرت اللَّه ، كه خداى تعالى مردم را بر آن مفطور فرموده ، حالت و هيئتى است كه خلق را بر آن قرار داده ، كه از لوازم وجود آنها و از چيزهايى است كه در اصل خلقتْ خميرهء آنها بر آن مخمّر شده است . و فطرتهاى الهى ، چنانچه پس از اين معلوم شود ، از الطافى است كه خداى تعالى به آن اختصاص داده بنى الانسان را از بين جميع مخلوقات ؛ و ديگر موجودات يا اصلًا داراى اينگونه فطرتهايى كه ذكر مىشود نيستند ، يا ناقصاند و حظّ كمى از آن دارند . و بايد دانست كه گرچه در اين حديث شريف و بعضى از احاديث ديگر « 2 » « فطرت » را تفسير به « توحيد » فرمودند ، ولى اين از قبيل بيان مصداق است ؛ يا تفسير به اشرف اجزاء شىء است ؛ چنانچه نوعاً تفاسير وارده از اهل عصمت - سلام اللَّه عليهم - از اين قبيل است ؛ و در هر وقت به مناسبت مقامى مصداقى مثلًا ذكر شده و جاهل گمان متعارض كند . و دليل بر آنكه در اين مورد چنين است ، آن است كه در آيهء شريفه « دين » را عبارت از فطرت اللَّه دانسته ، و دين شامل توحيد و ديگر معارف شود . و در
--> ( 1 ) - « پس روى خود همچنان به سوى آيين اسلام بدار ، در حالى كه در آن استوارى به همان سرشت خدا كهمردم را بر آن پديد آورد . در آفرينش خداوند هيچ دگرگونى نيست . دين راست اين است ، اما بيشتر مردم نمىدانند » . ( الروم ( 30 ) : 30 ) ( 2 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 12 و 13 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب فطرة الخلق على التوحيد » ، حديث 1 و 5 ؛ التوحيد ، صدوق ، ص 328 - 331 ، باب 53 ، احاديث 1 ، 2 و 4 - 8 ؛ البرهان في تفسير القرآن ، ج 7 ، ص 437 - 443 ، ذيل آيه 30 سورهء « روم » .