السيد الخميني

108

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

كرد كه از شنيدنش وحشت كنى و بايد خجلت كشى ، ولى چون همه مبتلاى به اين بليه‌ها هستند خجلت زائل شود : و البَلِيَّةُ إذا عَمَّتْ طابَتْ « 1 » . تو در تمام اين تطوّراتْ ارذل و اذل و پست‌ترين موجودات بودى . از جميع ادراكات ظاهرى و باطنى عارى و از تمام كمالات برى بودى . پس از آن‌كه به رحمت واسعهء خود تو را قابل حيات فرمود ، حياتْ چنان در تو ناقص هويدا شد كه از كرمى پست‌تر بودى در شؤون حياتى براى نقصان قابليت تو . و به رحمت خود به‌تدريج حيات و شؤون آن را در تو زياد كرد تا آن‌كه لايق شدى به آمدن [ به ] محيط دنيا . از پست‌ترين مجراها در پست‌ترين حالات تو را وارد اين فضا كرد ، در صورتى كه در تمام كمالات و شؤون حيات از جميع بچه‌هاى حيوانات ضعيف‌تر و پست‌تر بودى . پس از آن‌كه تو را به قدرت كامله داراى قواى ظاهره و باطنه فرمود ، باز به قدرى ضعيف و ناچيزى كه هيچ‌يك از قواى خودت در تحت تصرف نيست : صحت خود را حفظ نتوانى كرد ؛ قدرت و حيات خود را نگاهدارى نتوانى نمود ؛ جوانى و جمال خود را محفوظ نتوانى كرد ؛ اگر آفتى و مرضى به تو هجوم آورد به دفعش قادر نيستى . بالجمله ، هيچ يك از وجود و شؤون آن در تحت اختيارت نيست . اگر يك روز گرسنه بمانى ، به خوردن هر مردار گنديده‌اى حاضر شوى ؛ و اگر تشنگى به تو غلبه كند ، به هر آب گنديدهء پليدى رضايت دهى . و همين‌طور در تمام چيزها يك بندهء ذليل بيچاره هستى كه به هيچ چيزى قادر نيستى . و اگر حظ خود را از وجود و كمالات وجود مقايسه كنى با ساير موجودات ، مىبينى تو و تمام كرهء زمين ، بلكه تمام منظومهء شمسى ، در مقابل عالم جسمانى ، كه پست‌ترين همهء عوالم است و كوچك‌ترين همهء نشآت است ، قدر محسوسى نداريد . عزيزم ، جز خودت كسى را نديدى ؛ و آنچه ديدى به نظر اعتبار و موازنه در نياوردى . خودت را با هر چه دارى از شؤون حيات و از زخارف دنيا قياس كن به شَهرت ، و شَهرت را به مملكتت ، و آن را به ساير ممالك دنيا - كه از صد يكى از آنها را نشنيدى - و تمام ممالك را به خود زمين ، و زمين را به منظومهء شمسى و كرات

--> ( 1 ) - « گرفتارى چون همگانى گردد ، خوش گردد » . ( امثال و حكم ، دهخدا ، ج 1 ، ص 237 )