السيد الخميني
106
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
اصطلاحات كه در اصول و حديث بهخرج رفته ندانى . اگر اين علوم كه همهاش مربوط به عمل است در تو اضافهاى نكرده و تو را اصلاح ننموده ، بلكه مفاسد اخلاقيه و عمليه بار آورده ، كارت از علماى ساير علوم پستتر و ناچيزتر ، بلكه از كار همهء عوام پستتر است . اين مفاهيم عرضيه و معانى حرفيه و نزاعهاى بىفايده ، كه بسيارى از آن به دين خدا ارتباطى ندارد و از علوم هم حساب نمىشود كه اسمش را بگذارى ثمرهء علميه دارد ، اينقدر ابتهاج و تكبّر ندارد . خدا شاهد است - وَكَفَى بِهِ شَهيداً « 1 » - كه علم اگر نتيجهاش اينها باشد و تو را هدايت نكند و مفاسد اخلاقى و عملى را از تو دور نكند ، پستترين شغلها از آن بهتر است ؛ چه كه آنها نتيجهء عاجلى دارد و مفاسد دنيوى و اخرويش كمتر است ، و تو بيچاره جز وزر و و بال نتيجهاى نبرى و جز مفاسد اخلاقى و اعمال ناهنجار حاصلى برندارى . پس ، علم تو هم از نظر اعتبار علمى تكبّر ندارد . منتها از بس افق فكرت كوتاه است به مجرد آنكه دو تا اصطلاح درهم و برهم كردى ، خود را عالم و ساير مردم را جاهل دانى ؛ و پَر ملائكهء مقربين را به زير پاى خود پهن مىكنى « 2 » و جايگاه را در مجالس و راه را در كوچهها بر بندگان خدا تنگ مىنمايى ، و علم و علماى آن [ را ] تضييع مىكنى و توهين به نوع خود مىنمايى . از همهء اينها پستتر و كوچكتر كسى است كه به امور خارجيه ، از قبيل مال و منال و حشم و طايفه ، تكبّر كند . بيچاره از جميع اخلاق آدمى و آداب انسانى دور است و دستش از تمام علوم و معارف تهى است ، ولى چون لباسش پشم گوسفند است و پدرش فلان و فلان است به مردم تكبّر كند ! چه فكر كوچك و قلب تنگ و تاريكى دارد كه قانع شده از تمام كمالات به لباس زيبا و از تمام زيبايىها به كلاه و قبا ! بيچاره به مقام حيوانى و حظوظ حيوانيت ساخته ، و قناعت كرده از جميع مقامات انسانيه به يك صورت خالى از مغز و شكل تهى از حقيقت ، و خود را با اين وصف داراى مقام دانسته . اينقدر پست و نالايق است كه اگر كسى از او يك رتبهء دنيايى بالاتر باشد ، چنان با او
--> ( 1 ) - اشاره است به كلام خداوند : ( وَكَفى باللَّه شَهيداً ) ؛ « گواهى خداوند كافى است » . ( النساء ( 4 ) : 166 ) ( 2 ) - اشاره است به حديث « فضيلت طالبان علم » . ( رجوع شود به حديث بيست و ششم ، ص 453 )