السيد الخميني
71
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
از وظيفهء خود با مالك الملوك . اين جهل و نادانى است كه اسباب اين همه بدبختيها شده و ما را مبتلاى به اين همه ظلمتها و كدورتها كرده . خرابى كار از سر منشأ است و آلودگى آب از سرچشمه . چشم معارف ما كور است و دل ما مرده است ، و اين موجب همهء مصيبتهاست ، و درصدد اصلاح هم نيستيم . خداوندا ، تو به ما توفيق عنايت كن . تو ما را به وظايف خود آشنا كن . تو از انوار معارف خود كه قلوب عرفا و اوليا را لبريز كردى يك نصيبى به ما عنايت فرما . تو احاطهء قدرت و سلطنت خود را به ما نشان ده و نواقص ما را به ما بنما . تو معنى الحمد للّه ربّ العالمين را به ما بيچارههاى غافل ، كه همهء محامد را به خلق نسبت مىدهيم ، بفهمان . تو قلوب ما را آشنا كن به اينكه هيچ محمدهاى از مخلوق نيست . تو حقيقت ما أصابك من حسنة فمن اللّه و ما أصابك من سيّئة فمن نفسك . [ 1 ] را به ما بنما . تو كلمهء مباركهء توحيد را به قلوب قاسيهء مكدرهء ما وارد كن . ما اهل حجاب و ظلمتيم و اهل شرك و نفاق ، ما خودخواه و خود پسنديم ، تو حب نفس و حب دنيا را از دل ما بيرون كن . تو ما را خداخواه و خدا پرست كن . إنّك على كلّ شيء قدير . « 1 » فصل در بيان آنكه منشأ عجب حب نفس است . بدان كه رذيلهء عجب از حب نفس پيدا شود ، چون كه انسان مفطور به حب نفس است و سر منشأ تمام خطاهاى انسانى و رذايل اخلاقى حب نفس است . و از اين جهت است كه انسان اعمال كوچك خودش به نظرش بزرگ آيد و خود را به واسطهء آن از خوبان و خاصان درگاه حق شمارد ، و خود را به واسطهء اعمال ناقابل مستحق ثنا و مستوجب مدح داند ، بلكه قبايح اعمالش گاهى در نظرش نيكو جلوه كند ، اگر از غير اعمال بهتر و بزرگتر از اعمال خود ديد ، چندان اهميت نمىدهد و هميشه انسان كارهاى خوب مردم را تأويل به يك مرتبه از بدى مىكند ، و كارهاى زشت و ناهنجار خود را تأويل به يك مرتبه از خوبى مىكند . نسبت به خلق خدا بدبين است ، ولى نسبت به خودش خوشبين . به واسطهء اين حب نفس با يك عمل
--> [ 1 ] « هر نيكويى به تو رسد از جانب خداست ، و هر زشتى به تو رسد از خود تو است . » ( نساء - 79 ) . ( 1 ) ( آل عمران 26 ) .