السيد الخميني

67

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

مىكند به شدت مواظبت در مستحبات و اذكار و اوراد ، و در ضمن عمل يكى از اهل معصيت را در نظر شما به مناسبت حال شما جلوه مىدهد و به شما القا مىكند كه شما از اين شخص به حكم شرع و عقل بهتريد و اعمال شما موجب نجات شماست و به حمد اللّه شما پاك و پاكيزه هستيد و از معاصى عارى و برى هستيد . از اين ، دو نتيجه مىگيرد : يكى بدبينى به بندگان خدا ، و ديگر خود پسندى ، كه هر دو از مهلكات و سرچشمهء مفاسد است . به نفس و شيطان بگوييد ممكن است اين شخصى كه مبتلاست به معصيت داراى ملكه‌اى باشد يا اعمال ديگرى باشد كه خداى تعالى او را به رحمت خود مستغرق كند و نور آن خلق و ملكه او را هدايت كند و منجر شود كار او به حسن عاقبت ، شايد اين شخص را خدا مبتلا به معصيت كرده تا مبتلاى به عجب كه از معصيت بدتر است نشود - چنانچه در حديث كافى است : عن أبي عبد اللّه ، عليه السلام ، قال : إنّ اللّه علم أنّ الذّنب خير للمؤمن من العجب ، و لو لا ذلك ما ابتلى مؤمنا بذنب أبدا . « 1 » يعنى « گفت امام صادق ، عليه السلام : « همانا خدا دانست كه گناه بهتر است براى مؤمن از عجب ، و اگر نه اين بود هيچ گاه مؤمن را مبتلا به گناهى نمىكرد . » و شايد من به واسطهء همين بدبينى كارم منجر به بدى عاقبت شود . شيخ جليل ما ، عارف كامل ، شاه‌آبادى « 2 » ، روحى فداه ، مىفرمودند تعيير به كافر نيز نكنيد در قلب ، شايد نور فطرتش او را هدايت كند ، و اين تعيير و سرزنش كار شما را منجر به سوء عاقبت كند . امر به معروف و نهى از منكر غير از تعيير قلبى است . بلكه مىفرمودند كفارى كه معلوم نيست با حال كفر از اين عالم منتقل شدند لعن نكنيد . شايد در حال رفتن هدايت شده باشند و روحانيت آنها مانع از ترقيات شما شود . در هر حال ، نفس و شيطان شما را وارد مرحلهء اولى از عجب مىكنند ، كم كم از اين مرحله شما را به مرحلهء ديگر و از آن درجه به درجهء بالاتر ، تا بالاخره كار انسان را به جايى برساند كه به ايمان يا اعمال خود به ولى نعمت خويش و مالك الملوك منت گذارى كند و كارش به آخر درجه رسد . فصل در مفاسد عجب است بدان كه عجب خودش بنفسه از مهلكات و موبقات است و ايمان و اعمال

--> ( 1 ) اصول كافى ، ج 2 ، ص 313 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب عجب » ، حديث 1 . ( 2 ) حديث 1 ، پاورقى 51 .