السيد الخميني
65
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
كاملتر دانسته و امتياز براى خود قايل باشد ، و اعتماد به خود و ايمان و اعمال خود كند و ديگر مخلوق را ناچيز و ناقص شمارد و به همهء مردم به نظر خوارى نگاه كند ، و در دل يا زبان بندگان خدا را سرزنش و تعيير كند . هر كس را به طورى از درگاه رحمت حق دور كند و رحمت را خاص خود و يك دسته مثل خود قرار دهد . صاحب اين مقام به جايى رسد كه هر چه عمل صالح از مردم ببيند به آن مناقشه كند و در دل در آن به يك نحو خدشه كند ، و اعمال خود را از آن خدشه و مناقشه پاك بداند . اعمال حسنهء مردم را چيزى نشمارد ، و همان عمل اگر از خودش صادر شد بزرگ بداند . عيوب مردم را خوب ادراك كند و از عيب خود غافل باشد . اينها علامت عجب است ، گرچه خود انسان از آن غافل است . و از براى عجب درجات ديگرى است كه بعضى از آن را ذكر ننمودم و از بعضى ديگر ناچار غافلم . فصل در اينكه اهل فساد نيز گاهى عجب به فساد مىكنند اهل كفر و نفاق و مشركين و ملحدين و صاحبان اخلاق زشت و ملكات پست و اهل معصيت و نافرمانى گاهى كارشان به جايى رسد كه به آن كفر و زندقهء خويش يا سيّئات اخلاق و موبقات اعمال خود عجب كنند و ابتهاج نمايند ! خود را به واسطهء آن داراى روح آزاد خارج از تقليد و غير معتقد به موهومات شمارند و خويشتن را داراى شهامت و مردانگى دانند ، و ايمان به خدا را از موهومات و تعبد به شرايع را از كوچكى فكر تصور كنند ، و اخلاق حسنه و ملكات فاضله را از ضعف نفس و بيچارگى شمارند ، و اعمال حسنه و مناسك و عبادات را از ضعف ادراك و نقصان مشاعر محسوب كنند . خود را به واسطهء آن روح آزاد غير معتقد به موهومات بى اعتناى به شرايع مستحق مدح و ثنا مىدانند . خصال زشت ناهنجار در دل آنها ريشه كرده و مأنوس به آنها شده ، چشم و گوششان از آن پر شده ، در نظرشان زينت پيدا كرده آنها را كمال پندارند ، چنانچه در اين حديث شريف اشاره به آن شده آنجا كه فرمود : « يكى از درجات آن اين است كه زينت پيدا كند از براى بنده بدى عملش و آن را نيكو ببيند . » و اين اشاره است به قول خداى تعالى : أَ فَمَنْ زُيِّنَ لَهُ سوءُ عَمَلِهِ