السيد الخميني

63

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

و عقايد باطله است . درجهء دوم عجب به ملكات فاضله و صفات حميده است ، و در مقابل آن ، عجب به سيّئات اخلاق و قبايح ملكات است . درجهء سوم عجب به اعمال صالحه و افعال حسنه است ، و در ازاء آن ، عجب به اعمال قبيحه و افعال ناهنجار است . و غير از اين‌ها درجات ديگرى است كه مهم به مقام نيست . ما ان شاء اللّه اشاره مىكنيم به اين درجات ، و آنچه منشأ آن است ، و آنچه علاج براى آن تواند بود ، در ضمن فصولى . و به نستعين . فصل در مراتب عجب [ 1 ] بدان كه از براى عجب در هر يك از اين درجات سابق الذكر مراتبى است ، كه بعضى از آن مراتب واضح و روشن است كه انسان به اندك تنبه و التفات پى به آن مىبرد ، و بعضى ديگر بغايت دقيق و باريك است كه انسان تا تفتيش كامل نكند و مداقهء صحيحه به عمل نياورد ادراك آن نمىتواند كند ، و نيز بعضى از مراتبش شديدتر و سخت‌تر و مهلكتر از بعضى مراتب ديگر است . مرتبهء اولى ، كه از همه بالاتر و هلاكش بيشتر است ، حالى است كه در انسان به واسطهء شدت عجب پيدا شود كه در قلب خود بر ولىّ نعمت خود و مالك الملوك به ايمان يا خصال ديگرش منت گذارد . گمان كند كه به واسطهء ايمان او در مملكت حق وسعتى يا در دين خدا رونقى پيدا شد ، يا به واسطهء ترويج او از شريعت يا ارشاد و هدايت او يا امر به معروف و نهى از منكر او يا اجراى حدود يا محراب و منبرش به دين خدا رونقى بسزا داده ، يا به واسطهء آمدن در جماعت مسلمين يا به پا كردن تعزيهء حضرت ابى عبد اللّه الحسين ، عليه السلام ، رونقى در ديانت حاصل شد كه به سبب آن بر خدا و بر سيد مظلومان و بر رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، منت دارد . هر چند اظهار اين معنى نكند ، در دلش منت مىگذارد . و از همين باب است

--> [ 1 ] در اين تفصيل ، شرح عجب در خصال نيكو را دهيم ، و در بعضى از فصول آتيه ، شرح مقابلات آنها را نيز مىدهيم