السيد الخميني

55

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

مردم نشان دهد و در باطن قصد ريا داشته باشد . و در هر صورت ريا را شامل است زيرا كه اتيان به واجبات و راجحات بدون قصد ريا مورد غضب نيست . بلكه مىتوان گفت معنى دوم بهتر است ، زيرا كه اعمال قبيحه را علنا آوردن شدتش بيشتر است . در هر حال ، خدا نكند مالك الملوك و ارحم الراحمين به انسان غضبناك باشد أعوذ باللّه من غضب الحليم . فصل در بيان حديث علوى ما اين مقام را ختم مىكنيم به حديث شريفى كه در كافى شريف از مولاى متقيان ، امير مؤمنان ، عليه السلام ، روايت كرده ، و شيخ صدوق « 1 » ، رضوان اللّه عليه ، مثل همين حديث را از حضرت صادق ، عليه السلام ، نقل كرده كه از جملهء وصيتهاى رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله ، به امير المؤمنين ، عليه السلام ، است . و آن اين است : بإسناده عن أبي عبد اللّه ( ع ) قال : قال أمير المؤمنين ، عليه السّلام : ثلاث علامات للمرائى : ينشط إذا رأى النّاس ، و يكسل إذا كان وحده ، و يحبّ أن يحمد في جميع اموره . « 2 » يعنى « گفت امام صادق ، عليه السلام : امير المؤمنين ، عليه السلام ، گفت : « سه نشانه است براى ريا كار : بهجت و نشاط دارد وقتى كه ببيند مردم را ، و كسالت پيدا مىكند وقتى تنها است ، و دوست دارد كه ثنا كرده شود در جميع امورش . » چون اين سيّئه خبيثه گاهى چنان مخفى است كه انسان خودش بى خبر است از آن - در باطن اهل ريا است و گمان مىكند عملش خالص است - لهذا براى آن علامت ذكر فرموده‌اند كه انسان به واسطهء آن علامت اطلاع بر سريرهء خود پيدا كند و در صدد معالجه برآيد . انسان در نفس خود مشاهده مىكند كه وقتى تنهاست مايل به طاعات نيست اگر با زحمت يا از روى عادت هم عبادتى بكند ، آن را با حال نمىكند ، بلكه سر و دست عمل را شكسته پاك و پاكيزه آن را تحويل نمىدهد . ولى وقتى در مساجد و مجامع حاضر شد ، و در محضر عمومى مشغول آن گرديد ، آن را از روى نشاط و دلچسبى و سرور و حضور قلب انجام مىدهد . مايل است ركوع و سجودش طولانى شده ، مستحباتش نيكو انجام گرفته ، اجزاء و شرايطش درست ملاحظه

--> ( 1 ) حديث 1 ، پاورقى 32 . ( 2 ) اصول كافى ج 2 ، ص 295 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب رياء » ، حديث 8 .