السيد الخميني

21

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

مىسوزاند ، قلب را ذوب مىكند ، فؤاد را محترق مىنمايد . تمام اين‌ها را كه شنيدى و آنچه تا كنون از هر كه شنيدى جهنم اعمال تو است كه در آنجا حاضر مىبينى كه خداى تعالى مىفرمايد : وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً . « 1 » يعنى « يافتند آنچه كرده بودند حاضر . » اينجا مال يتيم خوردى لذت بردى ، خدا مىداند آن صورتى كه در آن عالم از آن در جهنم مىبينى و آن ذلتى كه در آنجا نصيب تو است چيست ؟ اينجا بد گفتى به مردم ، قلب مردم را سوزانيدى ، اين سوزش قلب عباد خدا را خدا مىداند چه عذابى دارد در آن دنيا ، وقتى كه ديدى مىفهمى چه عذابى خودت براى خودت تهيه كردى . وقتى غيبت كردى ، صورت ملكوتى او براى تو تهيه شد ، به تو ردّ مىشود ، با او محشورى و خواهى عذاب آن را چشيد . اين‌ها جهنم اعمال كه جهنم سهل و آسان و سرد و گوارا و مال كسانى است كه اهل معصيت هستند ، ولى براى اشخاصى كه ملكهء فاسده و رذيلهء باطله پيدا كردند . از قبيل ملكهء طمع ، حرص ، جحود ، جدال ، شره ، حب مال و جاه و دنيا و ساير ملكات پست ، جهنمى است كه نمىشود تصور كرد ، صورتهايى است كه در قلب من و تو خطور نمىكند كه از باطن خود نفس ظهور مىكند كه اهل آن جهنم از عذاب آنها گريزان و به وحشت هستند . در بعضى از روايات موثقه است كه در جهنم يك وادى است از براى متكبرها كه او را « سقر » مىگويند ، شكايت كرد به خداى تعالى از شدت گرمى و حرارت و خواست از خداى تعالى كه اذن دهد او را نفس بكشد ، پس از اذن نفسى كشيد كه جهنم محترق گرديد « 2 » . گاهى اين ملكات اسباب مىشود كه انسان را مخلد در جهنم مىكند ، زيرا كه ايمان را از انسان مىگيرند ، مثل حسد كه در روايات صحيحهء ماست كه ايمان را حسد مىخورد ، همانطور كه آتش هيزم را مىخورد « 3 » . و مثل حبّ دنيا و شرف و مال كه در روايات صحيحه است كه دو گرگ اگر در گلهء بىشبان رها شود ، يكى از آنها در اوّل گله و يكى در آخرش ، زودتر آنها را هلاك نمىكنند از حب شرف و حب دنيا كه دين مؤمن را از او مىگيرد . « 4 » خدا نكند عاقبت معاصى منتهى بشود به ملكات و اخلاق ظلمانى زشت ، و آنها منتهى شود به رفتن ايمان و مردن انسان با حال كفر ، كه جهنم كافر و جهنم عقايد باطله از آن دو جهنم بمراتب سخت‌تر و سوزانتر و ظلمانيتر است . اى عزيز ، در علوم عاليه ثابت شده است « 5 » كه مراتب اشتداد غير متناهى است هر چه تو تصور كنى و تمام عقول تصور كنند شدت عذاب را ، از آن شديدتر

--> ( 1 ) ( كهف 49 ) . ( 2 ) عن أبي عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ في جهنّم لواديا للمتكبّرين يقال له ، « سقر » شكى إلى اللّه عزّ و جلّ شدّة حرّه و سأله أن يأذن له أن يتنفس . فتنفّس فأحرق جهنّم . اصول كافى ، ج 2 ، ص 310 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب كبر » حديث 10 . ( 3 ) عن أبي عبد اللّه ( ع ) قال : إنّ الحسد يأكل الايمان ، كما تأكل النّار الحطب . اصول كافى ، ج 2 ، ص 306 ، « كتاب ايمان و كفر » باب حسد ، حديث 2 . ( 4 ) عن أبي جعفر ( ع ) قال : ما ذئبان ضاريان في غنم ليس لها راع ، هذا في أولها و هذا في آخرها بأسرع فيها من حبّ المال و الشرف في دين المؤمن . اصول كافى ، ج 2 ، ص 315 ، « كتاب ايمان و كفر » ، « باب حب الدنيا و الحرص عليها » ، حديث 2 و 3 . ( 5 ) صدر المتألهين و ديگر حكيمان الهى اين حقيقت را در اسفار علمى خود بيان كرده‌اند . اسفار ج 1 ، ص 45 ، 65 ، 69 .