السيد الخميني

16

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )

ملكى دارى ، ميزان ملكوت و باطن ، غير از اين است ، بايد استقامت باطنى پيدا كنى تا مستقيم القامة در قيامت باشى . بايد روحت روح انسانى باشد تا صورت عالم برزخ و آخرتت صورت انسان باشد . تو گمان مىكنى كه عالم غيب و باطن ، كه عالم كشف سراير و ظهور ملكات است ، مثل عالم ظاهر و دنيا است كه اختلاط و اشتباه در كار باشد : چشم و گوش و دست و پا و ساير اعضايت - همه با زبانهاى ملكوتى ، بلكه به قول بعضى با صورتهاى ملكوتى ، شهادت به هر چه كردى مىدهند . هان اى عزيز گوش دل باز كن و دامن همت به كمر زن و به حال بدبختى خود رحم كن ، شايد بتوانى خود را به صورت انسان گردانى و از اين عالم به صورت آدمى بيرون روى كه آن وقت از اهل نجات و سعادتى . مبادا گمان كنى اين‌ها موعظه و خطابه است ، اين‌ها همه نتيجهء برهان حكمى حكماى عظام و كشف اصحاب رياضت و اخبار صادقين و معصومين است ، در اين اوراق بناى اقامهء برهان و نقل اخبار و آثار زياد نيست . فصل در بيان جلوگيرى انبيا از اطلاق طبيعت بدان كه و هم و غضب و شهوت ممكن است از جنود رحمانى باشند و موجب سعادت و خوشبختى انسان گردند ، اگر آنها را تسليم عقل سليم و انبياء عظيم الشأن نمايى . و ممكن است از جنود شيطانى باشند ، اگر آنها را سر خود گردانى و « وهم » بر آن دو قوّه با اطلاق عنان حكومت دهى . و اين نيز پوشيده نماند كه هيچ يك از انبياء عظام ، عليهم السلام ، جلو شهوت و غضب و وهم را به طور كلى نگرفته‌اند ، و هيچ داعى إلى اللّه تا كنون نگفته است بايد شهوت را به كلى كشت و نائرهء غضب را به كلى خاموش كرد و تدبير « وهم » را از دست داد ، بلكه فرموده‌اند بايد جلو آنها را گرفت كه در تحت ميزان عقلى و قانون الهى انجام وظيفه دهند ، زيرا اين قوا هر يك مىخواهند كار خود را انجام دهند و به مقصود خويش نايل شوند اگر چه مستلزم فساد و هرج و مرج هم شود . مثلا نفس بهيمى مستغرق شهوت خود سر عنان گسيخته مىخواهد مقصد و مقصود خود را انجام دهد ، اگر چه به زناى با محصنات در خانهء كعبه باشد . و نفس غضوب خود سر مىخواهد انجام مطلوب خود دهد ، اگر