السيد الخميني
10
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
خدا كن در اين توفيق و بدان كه يك قدم پيش رفتى و مورد نظر الهى شدى ، و خداوند إن شاء اللّه تو را راهنمايى مىكند در پيشرفت امور دنيا و آخرت ، و كار فردا آسانتر خواهد شد . چندى به اين عمل مواظبت كن ، اميد است ملكه گردد از براى تو به طورى كه از براى تو كار خيلى سهل و آسان شود ، بلكه آن وقت لذت مىبرى از اطاعت فرمان خدا و از ترك معاصى در همين عالم ، با اينكه اينجا عالم جزا نيست لذت مىبرد و جزاى الهى اثر مىكند و تو را ملتذّ مىنمايد . و بدان كه خداى تبارك و تعالى تكليف شاق بر تو نكرده و چيزى كه از عهدهء تو خارج است و در خور طاقت تو نيست بر تو تحميل نفرموده ، لكن شيطان و لشكر او كار را بر تو مشكل جلوه مىدهند . و اگر خداى نخواسته در وقت محاسبه ديدى سستى و فتورى شده در شرطى كه كردى ، از خداى تعالى معذرت بخواه و بنا بگذار كه فردا مردانه به عمل شرط قيام كنى . و به اين حال باشى تا خداى تعالى ابواب توفيق و سعادت را بر روى تو باز كند و تو را به صراط مستقيم انسانيت برساند . فصل در تذكّر است و از امورى كه انسان را معاونت كامل مىنمايد در مجاهدهء با نفس و شيطان ، و بايد انسان سالك مجاهد خيلى مواظب آن باشد ، « تذكّر » است . و ما اين مقام را به ذكر آن ختم مىكنيم با اينكه خيلى از مطالب باقى است . و آن در اين مقام عبارت است از ياد خداى تعالى و نعمتهايى كه به انسان مرحمت فرموده . بدان كه از امور فطريه ، كه هر انسان جبلة و فطرة بدان حكم مىكند ، احترام منعم است . و هر كس در كتاب ذات خود اگر تأملى كند ، مىبيند كه مسطور است كه بايد از كسى كه به انسان نعمتى داد احترام كند . و معلوم است هر چه نعمت بزرگتر باشد و منعم در آن انعام بى غرضتر باشد ، احترامش در نظر فطرت لازمتر و بيشتر است . مثلا فرق واضح است در احترام بين كسى كه به شما يك اسب مىدهد و آن منظور نظرش هست ، با كسى كه يك ده ششدانگى بدهد و در اين دادن منتى هم نگذارد . مثلا اگر دكترى شما را از كورى نجات داد فطرتا او را احترام مىكنيد ، و اگر از مرگ نجات داد بيشتر احترام مىكنيد . اكنون ملاحظه كن نعمتهاى ظاهره و