السيد الخميني
109
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى )
حسود از شدت حب دنيا گرفتار اين رذيله شده . مؤمن خوف و حزنى ندارد جز از مبدأ تعالى و مرجع ، حسود خوف و حزنش در اطراف محسود چرخ مىزند . مؤمن گشاده جبين است و بشراى او در صورت اوست ، حسود جبينش درهم و عبوس است . مؤمن متواضع است ، حسود تكبر كند در بسيارى از اوقات . پس حسد آفت ايمان است و آن را مىخورد آن سان كه هيزم را آتش . بس است در زشتى اين رذيله كه ايمان را كه سرمايهء نجات آخرت و حيات قلوب است از دست انسان بگيرد و او را مفلس و بيچاره كند . و از مفاسد بزرگى كه از لوازم غير منفكهء حسد است غضبناكى بر خالق و ولى نعمت و اعراض از تقديرات اوست . امروز حجابهاى ظلمانى غليظ عالم طبيعت و اشتغال به آن تمام مدارك ما را محجوب كرده و چشم و گوش ما كور و كر است ، نه مىفهميم كه غضبناكيم از مالك الملوك و رو برگردانيم از او ، و نه مىدانيم صورت اين غضب و اعراض در ملكوت و مسكن دائمى اصلى ما چيست . همين به گوش ما مىرسد از قول امام صادق ، عليه السلام : و من يك كذلك فلست منه و ليس منّى . « كسى كه از من معرض باشد و سخط كند به من ، نه من از او هستم و نه او از من . » نمىفهميم اين برائت حق تعالى از ما و اين بيزارى چه مصيبتى است و چه چيزها در زير سر دارد . كسى كه خارج شد از ولايت حق و بيرونش كردند از زير پرچم رحمت ارحم الراحمين ، ديگر اميد نجات براى او نيست ، شفاعت شافعان نصيب او نخواهد شد : من ذا الّذي يشفع عنده إلّا بإذنه . [ 1 ] كى شفاعت مىكند كسى را سخطناك به خدا است و از حرز ولايت او خارج است و ريسمان مودت ما بين او و مالك رقابش پاره شده ؟ وا سوأتا ، وا حسرتا ، بر آنچه خود ما به سر خود آورديم ، ! هر چه انبيا و اوليا فرياد كردند و ما را از خواب خواستند بيدار كنند ، بر غفلت ما روز بروز افزوده شد و شقاوت ما زياد شد . و از مفاسد اين خلق ، از قرار فرمودهء علماى آخرت ، فشار قبر و ظلمت آن است ، زيرا كه مىفرمايند صورت قبرى و برزخى اين اخلاق فاسدهء رديّه ، كه فشار روحى دارد و كدورت قلبى دارد ، فشار و ظلمت قبر است . تنگى و فراخى قبر تابع انشراح صدر و عدم آن است . از حضرت صادق ، عليه السلام ، روايت شده كه رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، بيرون رفتند در تشييع جنازهء سعد در صورتى كه تشييع كردند او را هفتاد هزار فرشته . پس رسول خدا ، صلّى اللّه عليه و آله ، سر خود را به سوى آسمان بلند كرد پس از آن گفت : « آيا مثل سعد فشار داده مىشود ؟ راوى به امام عليه السلام عرض
--> [ 1 ] « چه كسى است كه جز به اجازه او نزدش شفاعت كند ؟ » ( بقره - 255 ) .