السيد الخميني
96
ديوان امام ( فارسى )
ميلاد گل ميلاد گل و بهار جان آمد * برخيز كه عيد مىْكشان آمد خاموش مباش زير اين خرقه * بر جان جهان دوباره جان آمد برگير به دست ، پرچم عُشّاق * فرماندهء ملكِ لا مكان آمد گُلزارْ ز عيش لالهباران شد * سُلطانِ زمين و آسمان آمد با يار بگو كه پرده بردارد * هين ! عاشق آخر الزّمان آمد آمادهء امر و نهى و فرمان باش * هشدار ! كه منجى جهان آمد