السيد الخميني
56
ديوان امام ( فارسى )
سبوى عاشقان برخيز مُطربا كه طرب آرزوى ماست * چشم خرابِ يار وفادار سوى ماست ديوانگى عاشق خوبان ز باده است * مستى عاشقان خدا از بسوى ماست ما عاشقان ز قُلّهء كوه هدايتيم * روح الامين به « سدره » پى جستجوى ماست گلشن كنيد ميكده را اى قلندران ! * طير بهشت مىزده در گفتگوى ماست با مُطربان بگو كه طرب را فزون كنند * دست گداى صومعه بالا به سوى ماست ساقى بريز بادهء گلگون به جام من * اين خُم پُر ز مى سبب آبروى ماست باد بهار پردهء رخسار او گشود * سُرخى گل ز دلبر آشفته روى ماست اى پردگى كه جلوهات از عرش بگذرد * مهر رُخت عجين به بُن موى موى ماست