السيد الخميني
442
ديوان امام ( فارسى )
* بت عشوهگر رندانه گاه از سر كويت گذر كُنم * شايد به زير چشم به رويت نظر كُنم تسبيح پارسايى و سجّادهء ريا * در رهن باده چون نبود سيم و زر كُنم آمد شدن به مدرسهام نيست بعد از اين * جز آنكه جُستجوى بُتى عشوهگر كُنم در صحن مسجدم نبود راه غير از آنك * بر كوى مىْفروش از آن ره گذر كُنم