السيد الخميني
35
ديوان امام ( فارسى )
عاشق نشدى اگر كه نامى دارى * ديوانه نهاى اگر پيامى دارى مستى نچشيدهاى اگر هوش تو راست * ما را بنواز تا كه جامى دارى روزها مىگذشت و امام بهاى خواهشهاى ملتمسانهام را هر از چندگاه با غزلى يا نوشتهاى مىپرداختند . در اين مرحله بود كه ديگر هيچ درنگى را روا نداشتم . نخست مجموعهى رباعيها را به همسرم احمد نشان دادم كه او نيز با شوقى وافر مرا به پىگيرى امر واداشت سپس دفترى خدمت امام بردم و از ايشان تقاضا كردم به تناسب حال ، سرودهها ، نصايح و اشارات عارفانهى خود را در آن دفتر مرقوم دارند . . . . و چنين بود كه آن كريم ، درخواست مرا اجابت كرد و از خوان معرفت و كرامت خويش توشهاى نصيبم فرمود و مرا مكتوبى بخشيد كه به غزلى ختم مىشد و جواب مثبتى به درخواست مصرّانه من بود . اينك ثمرهى آن تلاشها ، يعنى : اين ميراث گرانقدر را در اختيار مؤسّسهى محترمى كه آثار او را دنبال مىكند مىگذارم تا به عاشقان امام هديه كند و ، جان مشتاقانش را با زلال اين چشمهسار سيراب سازد . در اين زمينه گفتنىهاى ديگرى دارم كه اگر خداوند فرصتى بخشد بازگو خواهم كرد . در غم او روزها بيگاه شد * روزها با سوزها همراه شد روزها گر رفت ، گو : رو ، باك نيست * تو بمان اى آنكه چون تو پاك نيست ! فاطمه طباطبايى 23 / 6 / 1368