السيد الخميني

340

ديوان امام ( فارسى )

پاسخ نياز سالك را ناز گويند . ناقوس زنگ دير و كليساها را گويند و در اصطلاح ، كنايه از توبه و انابت و زهد و عبادت است . ناله در اصطلاح اهل سلوك ، مناجات را گويند . نسيم باد ملايم است و در اصطلاح ، آنچه اخبار از عنايت حق دهد . نظر نگاه و ديدن است ؛ و در اصطلاح اهل معرفت ، التفات و توجّه در حقايق موجودات است و نيز التفات الهى بر سالك راه حق ، و توجّه بنده به حق را هم گويند . نفس در تعريف نفس گفته‌اند : جوهرى مجرّد است كه در ذات به ماده نيازى ندارد ولى در فعل به ماده نيازمند است . عرفا گفته‌اند : نفس ، زندان روح و دنيا ، زندان نفس است . نقاب موانعى را گويند كه معشوق را از عاشق دور دارد و نيز سدّى است در سلوك ، كه سالكان را پديدار شود . نور در عرفان ، حق‌تعالى نور حقيقى و مطلق است ؛ به حكم آيه‌ى مباركهء : « اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . ( نور / 35 ) . نيستى در لسان عرفا ، آن است كه سالك در راه حق فانى شود و از هستى خويش هيچ نبيند . وادى ايمن واديى است كه در آن موسى ( ع ) را نداى حق رسيد ؛ و در اصطلاح سالكان ، عبارت است از طريق تصفيهء دل . وجد شادى و نشاط ؛ در لسان عرفا ، عبارت از چيزى است كه بدون جهد بر قلب وارد شود . و نيز گويند : برقهاى درخشنده‌اى است كه به سرعت خاموش شود . وجود وجود ، همان هستى است . وجود را به دريايى موّاج تشبيه كرده‌اند كه هر موجى از آن به صورت موجود و نفس انسانى ظهور كند .