السيد الخميني
335
ديوان امام ( فارسى )
بشريّت بنده در ربوبيّت حق محو و فانى گردد . فيض در لغت به معنى بسيارى و بخشش است و در اصطلاح اهل معنى ، القاى چيزى در دل از طريق الهام است . قاب قوسين در لغت به معنى فاصلهى دو سر كمان است ؛ و مأخوذ از قرآن كريم ( نجم / 9 ) است . در اصطلاح اهل عرفان ، اشاره به مقام قرب الهى است . قبض در لغت به معنى گرفتگى است و در اصطلاح اهل سلوك ، حالتى است ناگوار در برابر بسط ، و نتيجهء هيبت جلال است . نيز - بسط قد و قامت مراد ، امتداد حضرت الهيّت ، يعنى برزخ وجوب و امكان است . قطب ميزان و ملاك چيزى ، شيخ يا مهتر قوم ؛ در اصطلاح ، رهبر بزرگ اهل طريقت را گويند . قلندر در لغت بىمبالات و لاقيد است ، و در اصطلاح اهل سلوك ، كسى است كه خود را از هر دوجهان آزاد كرده در تجريد و تفريد به كمال رسيده و در تخريب عادات و عبادات مىكوشد . كاسه كنايه از جام معرفت و ساغر محبّت است كه سالكان الى اللّه را از بادهى وحدت سرمست گرداند . كامل كسى است كه از خود فانى و در بقاى حق ، باقى شده باشد . كرسى در لغت ، موضع امر و نهى خداى و ملك و تدبير و قدرت اوست و نيز علم او ؛ و در اصطلاح ، عالم تجلّى صفات خاص است . كرشمه در لغت ، ناز و غمزه و اشارت به چشم است و در اصطلاح ، تجلّى جلالى است .