السيد الخميني

331

ديوان امام ( فارسى )

پايكوبى و دست‌افشانى نيز آمده است . سيل در اصطلاح اهل عرفان ، غلبهء احوال بر دل سالك است . سينه در لسان عرفا ، صفت علم الهى را گويند . شاهد يعنى گواه ؛ در اصطلاح ، تجلّى را گويند و نيز به معنى مرد كامل ، مرشد ، و ولىّ به كار رفته است . شب قدر شبى است كه قرآن كريم ، در آن بر پيامبر اكرم ( ص ) فرود آمد و « از هزار ماه برتر است » . در لسان اهل عرفان ، شبى است كه سالك به تجلّيات خاص و اصل مىشود و وصول وى در معرفت آغاز مىگردد . شراب مى ، باده . در ادبيات عرفانى ، به‌طور مطلق ، كنايه از سكر محبّت و جذبهء حق است . عشق و ذوق سكر را نيز به شراب تشبيه كرده‌اند . شراب معرفت مقصود باده‌ى خدايى ، شراب الهى و شراب فضيلت است ؛ و نيز مقصود ، همان معرفت است كه خداوند به هركه خواهد عطا كند . شطح سخنانى است كه در حال وجد و بىخودى از اهل معرفت صادر گردد و شنيدن آن بر ارباب ظاهر ، سخت دشوار آيد و بدگمانى و انكار را سبب شود . شفا از مهم‌ترين آثار دانشمند بزرگ سدهء پنجم ، ابو على سيناست و شامل بخشهاى منطق ، طبيعيّات ، رياضيّات و الهيّات است . شكر اداى سپاس است ؛ و در اخلاق و عرفان ، اعتراف به نعمتهاست ، به دل و زبان . شمع نور خداى تعالى را گويند و نيز به معنى وجود آدمى ، باطن ، عمل باطنى ، عمل نيك و بد آدمى است . شور در لغت ، آشوب و فرياد است و در اصطلاح ،