السيد الخميني

323

ديوان امام ( فارسى )

تجريد در لغت ، تنها ساختن و تنهايى را گويند و در اصطلاح ، به معنى خالى شدن قلب و جان سالك است از ما سوى اللّه . تجلّى در لغت به معنى ظاهر شدن و جلوه كردن است و در اصطلاح ، آنچه از انوار غيبى بر دل سالك آشكار شود . به تعبيرى ، تجلّى عبارت است از ظهور افعال و اسماء و صفات و ذات الهى در سالك . تسبيح منزّه و پاك دانستن خداوند از صفات و تعلّقات مادى و آنچه در پيشگاه خداوندى لايق نباشد . تقدير در لغت ، اندازه گرفتن و تعيين مقدار است و قضا و فرمان معيّن الهى ؛ در اصطلاح ، ترك اختيار است و ، آنكه سالك بداند كه آنچه خدا خواهد همان شود . تلبيس پوشاندن ، پنهان كردن و مكر نمودن است و چيزى را به خلاف حقيقت آن به خلق نماياندن . توبه بازگشتن است و در اصطلاح ، رجوع از مخالفت فرمان حق‌تعالى به موافقت است . توفيق در لغت ، موافق كردن اسباب است و در اصطلاح ، قرار دادن خداى تعالى در كار بنده آنچه دوست دارد و بدان خشنود است . توكّل در لغت ، تكيه كردن و اعتماد به ديگرى است ؛ در اصطلاح ، اعتماد بدانچه نزد خداى تعالى است و مأيوس شدن از آنچه در دست مردمان است . جام احوال ، و نيز مجلاى تجلّيات الهيّه و مظاهر انوار نامتناهى را گويند . جان مراد از جان روح انسانى ، نفس رحمانى و تجلّيات حق است . جانان در لغت ، معشوق و محبوب است و در اصطلاح ، ذات جليل الهى است به صفت قيّومى .