السيد الخميني
319
ديوان امام ( فارسى )
اعتكاف گوشهنشين شدن ، انزوا اختيار كردن ؛ در اصطلاح ، انزوا در زاويهء مسجد به قصد عبادت و سلوك ، همراه با قطع علايق دنيوى و بريدن از هواهاى نفسانى . افق در لغت ، كرانهء آسمان و جهان است و در اصطلاح ، « افق مبين » مقام قلب است و « افق اعلى » نهايتِ مقامِ روح . اكسير در لغت ، همان كيمياست يعنى جوهرى كه ماهيّت جسمى را تغيير دهد ، مثلا مس را طلا كند . در اصطلاح عرفا ، « انسان » را اكسير ناميدهاند ( نظر به مقام خلافتاللّهىاش ) و « انسان كامل » را اكسير اعظم . نيز - كيميا الّا به معنى بجز ، مگر . جزيى از كلمهء طيّبهء « لا إله الّا اللّه » است و مقصود ، مقام ايمان به وحدانيّت ذات حق است . الوان جمع لوْن ، به معنى رنگ . اهل طريقت از رنگها معانى خاصى را اراده كنند ؛ چنانكه رنگ سياه ، اشاره به مقام كثرت است و رنگ آبى ، به تعيّنات و صور مثالى اشاره دارد . امام در لغت ، بهطور مطلق به معنى پيشواست . امام - فىالجمله - همان مقام خلافت اللّهى است . امانت در لغت ، راستى و درستكارى ، امين بودن و نيز وديعه است ؛ و در اصطلاح اهل معرفت ، عبارت از اطاعت حق است يا عدالت يا ولايت يا امامت . « بار امانت » ، ناظر است به آيهى 72 سورهى « احزاب » كه عرفا در تفسير آن مىگويند : امانت ، همان عهد و پيمان الهى است كه در روز الست ، ميان خالق و خلق استوار شده است . بعضى هم گويند كه امانت الهى ، عشق است . انس در لغت ، خو گرفتن است و در اصطلاح عرفا ، عبارت است از التذاذ باطن به مطالعهء كمال محبوب . انيّت در لغت ، فقط خود را دريافتن است و در اصطلاح ، توجّه به وجود خود است همراه با