السيد الخميني
313
ديوان امام ( فارسى )
با عشق رُخت خليل را نارى نيست * جوياى تو با فرشتهاش كارى نيست * روى تو كعبهء دلِ عُشّاقِ زنده است * دلْمُرده آنكه طىّ طريق حجاز كرد * بسترم بر در ميخانه فكن تا ساقى * ساغرى آرد و دردم همه درمان سازد * كاش از حلقهء زُلفت گرهى وامىشد * تا چو من ، زاهدِ دلگُمشده ، رُسوا مىشد