السيد الخميني
308
ديوان امام ( فارسى )
تكرار مكرّرات به آخر كلام رسيديم « 1 » اى وازده ترّهات بس كُن * تكرار مُكرّرات بس كُن بربند زبان ياوهگوئى * بشكن قلم و دوات بس كُن اى عاشق شهرت اى دغلباز * بس كُن تو خزعبلات بس كُن گُفتار تو از براى دنيا است * پيگيرى مُهملات بس كُن بردار تو دست از سرِ ما * تكرار مُكرّرات بس كُن تكرار مُكرّرات بس كُن * تكرار مُكرّرات بس كُن و سلام بر بندگان خُداوند كه بىنام و نشانند اوليائى تحت قبايى لا يعرفهم غيرى
--> ( 1 ) چون حضرت امام قدّس سرّه اين اشعار را در دفترچههاى گوناگون و در حاشيهء نامهها و گاهى در روزنامه نوشتهاند ، لذا اين جمله در پايان يك جلد از دفترها نوشته شده است .