السيد الخميني

30

ديوان امام ( فارسى )

مقدس تاختن آورد كه با دم گرم و مؤثر آن مقتداى ربانى امت سلحشور و قهرمان ايران با دلاوريها و حماسه‌آفرينىها با دشمن مقابله كرد و با خون مقدس خود نقشى از غيرت و شرف بر صحيفه تاريخ رقم زد كه تا ابد بر جاى خواهد ماند . اين حادثه نيز بابى تازه در ادبيات و هنر گشود و سبب به وجود آمدن آثارى جاويد و ماندگار گشت . عامل مهم ديگر در تحول ادبى ، مكاتيب و آثار منثور امام است كه در شيوه نگارش فصلى تازه باز كرد . هرچند كه در اين مقام سخن گفتن از نثر امام مورد نظر نيست اما دريغ است فرازى چند از آثار منثور آن عارف باللّه را زيب و زيور اين مقال نسازيم . حضرت امام در ديباچهء پيام خود به حوزه و جامعهء روحانيت مىنويسد : سلام بر حماسه‌سازان هميشه جاويد روحانيت كه رساله علميه و عمليه خود را به دم شهادت و مركّب خون نوشته‌اند و بر منبر و وعظ و خطابهء ناس ، از شمع حياتشان گوهر شب‌چراغ ساخته‌اند . افتخار و آفرين بر شهداى حوزه و روحانيت كه در هنگامهء نبرد ، رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بريدند و عقال تمنيات دنيا را از پاى حقيقت علم برگرفتند و سبكبالان به مهمانى عرشيان رفتند و در مجمع ملكوتيان شعر حضور سروده‌اند . . . آنان كه حلقهء ذكر عارفان و دعاى سحر مناجاتيان حوزه‌ها و روحانيت را درك كرده‌اند در خلسهء حضورشان آرزويى جز شهادت نديده‌اند . چنان كه مىدانيم در دوران حيات پربركت آن حضرت از آثار منظوم معظم له ، جز قطعاتى پراكنده ، منتشر نگرديد . پس از ارتحال آن بزرگوار ، انتشار نخستين غزل ايشان ذوقى در شاعران و سرايندگان و ارادتمندان آن مراد و پير برانگيخت تا به اقتفا و استقبال ، و تضمين سروده‌هاى ايشان بپردازند . اگر محققى در گردآورى و احصاى آثارى كه به پيروى از اوّلين غزل منتشرشدهء ايشان سروده شده اهتمام ورزد ، آن‌گاه پديدار مىگردد كه تنها همين يك غزل چه تأثيرى در ذهنها و انديشه‌ها داشته است . چون آثار منظوم امام ، يعنى حكايت شور و حال و ذوق عالمى دينى و مرجعى كه خود حافظ احكام شرع و آيين مبين بود و مظهر تقوا و تقدس ، انتشار يافت رخنه‌اى در حصار جمود و تحجر افكند و ظاهربينان را تكان داد ، و كسانى از آنان تنبه يافتند كه عيب عارفان كردن ناشى از تنگ‌نظرى و تنك بضاعتى است . ارتحال آن روح قدسى ، رستاخيزى بزرگ را باعث گشت و شيفتگان و دلدادگان آن حضرت از شاعران و سخنوران مراثى و غم‌نامه‌هايى آكنده از تأثر و مالامال از شور و احساس به سلك نظم درآوردند كه به يقين مىتوان گفت بعد از پيامبر خدا ( ص ) و ائمه هدى ( ع ) در فقدان هيچ بزرگى ، شاعران اين‌همه سوگنامه و مرثيه نسروده و اين‌چنين دردمندانه سخن نگفته‌اند ، سروده‌هايى كه در ميان آنها آثارى بس شيوا و رسا وجود دارد كه از ذخاير گنجينهء شعر پارسى بشمار مىآيد و در تاريخ ادب اين ديار بر جاى خواهد ماند .