السيد الخميني

296

ديوان امام ( فارسى )

مايهء ناز دست من بر سر زلفينْ تو بند است امشب * باخبر باش كه پايم به كمند است امشب جان من در خور يك بوسه‌اى از لعل تو نيست * قدس من ! باز بگو بوسه به چند است امشب لب من بر لب چون لعل تو ، اى مايهء ناز * مگسى سوخته بنشسته به قند است امشب