السيد الخميني
291
ديوان امام ( فارسى )
در حلقهء سالكان درويش * رندان صبور دورانديش راهب صفتان جام بر كف * آن مىزدگان فارغ از خويش در جُملهء زاهدان و مى نوش * در صورت عالمان و بد كيش در راه رسيدن به دلدار * بيگانه بود ز نوش يا نيش فارغ بود از جهان به جامى * در خلوت مىخوران دلريش فرياد زند ز عشق و مستى * بر پاكدلان مُرده از پيش اى نقطهء عطف راز هستى * برگير ز دوست جام مستى