السيد الخميني

279

ديوان امام ( فارسى )

ابر فيضش بر سر اسلاميان گوهرفشان است * باد عدلش از فراز شرق تا مغرب وزان است داد علمش شهرهء دستان شهود داستان است * حُجّت كُبرى ز بعد حضرت صاحب زمان است آنكه از جودش ، زمين ساكن ، گرايان آسمان شد * تا ولايت بر ولىّ عصر ( عج ) مىباشد مُقرّر تا نبوّت را مُحمّد ( ص ) ، تا خلافت راست حيدر * تا كه شعر « هندى » است از شهد چون قند مُكرّر پوستْ زندان ، رگ سنان و مُژّهْ پيكان ، موىْ نشتر * باد آن كس را كه خصم جاهِ تو از انس و جان شد