السيد الخميني
229
ديوان امام ( فارسى )
راحت دل اى ياد تو راحت دل درويشان * فريادرسان مُشكل درويشان طُور و شجر است و جلوهء روى نگار * ياران ! اين است حاصِل درويشان مستى سرمست ز بادهء تو خواهم گشتن * بىهوش فتاده تو خواهم گشتن از هوش گُريزانم و از مستى مست * تا شاد ز دادهء تو خواهم گشتن